تبليغاتX
آموزش ابتدايي زير بناي آموزش و پرورش
ارائه ي روش هايي براي مؤثر بودن آموزش

من دوست داشتم می تونستم برای آشنایی با خیلی از مسائل آموزشی و پرورشی و راه حل های آن و ارائه ی بهتر تدریس به دانش آموزانم و بالا بردن اطلاعات در زمینه ی فرهنگ و گسترش دانش ، به جاهای مختلف سفر کنم .ای کاش معلمان به خصوص در مقطع ابتدایی هم از این دست سفرهای تحقیقاتی و کاری و پژوهشی داشتند و صد البته با هزینه ای که آموزش و پرورش در اختیارشان قرار می داد .با این اوضاع آموزش و پرورش و کمبودهای بودجه ی همیشگی آن ،آرزوی محالی است !! اما هیچ محالی هم محال نیست ...

ای کاش این نظام پیشنهادات و سر و دست شکستن بعضی مسولین برای خودنمایی و نشان دادن صوری کارهایشان به عنوان خدمات بیشتر و قابل ملاحظه !! این قدر دیگر اهداف آموزش و پرورش را تحت الشعاع قرار نمی داد تا به کارها و اقدامات مهم تر رسید . منظورم این است که انگار آن هایی که صاحب یک میز و منصبی شدند انگار مترصد این هستند تا یک طرح و ایده ی نو جالب از شخصی در رده های پایین برسد و بعدش با قدرتی که از این منصب به دست آورده آن را به اسم خودش تمام کند و کلی دک و پززز !! تازه با کلی مصور سازی .... در مدرسه ما بنده خدایی بود که در اجرای طرح کرامت شرکت کرده بود . خوب برای خودش امتیاز و بر و بیایی دارد . بنده از اولین سال اجرای این طرح آن را در کلاس هایم به کار برده ام . چون مثمر ثمر بوده است ولی نه با چشمداشتی خاص ! دراین مورد ... این سال ها اگر کسی طرحی ابتکاری در این طرح کرامت داشته باشد و یا آن را به نحو احسن اجرا کرده باشدجزو نفراتی محسوب می شود که تشویقی برایش ارسال می شود . مثل همیشه هم هر سال به زرق و ببرق این طرح افزوده می شود من جمله مصور سازی !! این همکار گرامی هم خوب خوب تا آخر سال صبر کرده بود و بعد کلی کارهای دستی و عکس های فرمالیته توسط خودش ( نه بچه ها ) تهیه شد و در قالب یک بولتن زیبا به اداره ارسال شد ... واقعا چشمگیر بود ! خطی که توسط خطاط ماهر بر روی کاغذ نقش بسته بود و اسم یک بچه ی ۱۰ ساله در کنارش حک شده بود و نقاشی ها و کارهای دستی آن چنانی که برای هر کدامش ۵ الی ۶ هزار تومان خرج شده بود . حتما برنده می شد و صد البته معلمانی که واقعا در کلاس با بچه ها این طرح ها را کار کرده بودند و زحمت کشیده بودند نتوانستند امتیازشان را به امتیاز این خانم برسانند .چون واقعا طرح هایشان بچه گانه بود !!!

خوب ساختن صوری فعالیت ها بیش ازین نمی شود . اگر واقعا این گزارش ها واقعی باشد محشر می شود . اما اگر بعضی از مسولین اداره هم این طور گزارش ارائه بدهند خب معلوم است که « ماست مالی » واقعی است و هدف اصلی کجاست ؟! ....

در مدرسه :

مساله و راه حل آن :

علی ۷ کاغذ رنگی زرد و ۵ کاغذ رنگی قرمز داشت  . علی چند کاغذ رنگی دارد ؟ حالا باید چی کار کرد ؟ ( منظورم این بود که از چه راه حلی می توان به جواب رسید ؟ )

نگین بازیگوش هم تازه انگار از خواب بیدار شده بود ..... جواب داد :

باید باهاشون بادبادک درست کرد  ....

اینو اینقدر جدی جواب داد که همه ی بچه های کلاس هم باور کرده بودند  .

+ نوشته شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

به نظر شما طرح هوشمندسازی مدارس مفید است یا خیر ؟

فواید آن می تواند شامل آشنایی دانش آموزان با فناوری های نوین و نحوه ی استفاده از تکنولوژی روز دنیا باشد .

من معایبی در این طرح می بینم و دوست ندارم مدرسه ما هوشمند ! شود . البته در مقطع ابتدایی ...

۱- هر چه بچه ها را به وسیله ی وسایل ساده ای که خود برای تدریس بهتر می سازید آشنا کنید ، هم توانمندی خود را نشان داده اید و هم خلاقیت بچه ها هنگام کار با وسایل بالا می رود .

۲- بهتر است آشنایی با این دست تکنولوژی ها در اختیار خود بچه ها قرار داده شود تا خارج از مدرسه به علاقه مندی های خاص خود در این مورد بپردازند .

۳- به جای تهیه و هزینه کردن هنگفت برای این طرح ، همان آزمایشگاه های قبلی !! را مجهز تر کنید .پرفایده تر است .در مدارس جایی برای نگهداری از چند حیوان خانگی و باغچه ای برای کاشت گیاهان در نظر بگیرید تا آموزش ملموس باشد . دنیای فیلم و اینترنت را به وسیله ی یک فیلم ساده و تلویزیون ساده هم می توان به بچه ها معرفی کرد.

۴- به جای پر زرق و برق کردن مدارس بهتر است به بالا بردن سطح دانش و اطلاعات معلمان کمک نمود و با بها دادن به توانمندی های آنان ، آن ها را به پژوهش و تحقیق واقعی ! و به عرصه آوردن روش های تدریس جدید تشویق نمود .

۵- هر چه قدر هم این تکنولوژی ها در مدارس بیشتر شود اما اگر انگیزه ی لازم جهت استفاده از آن ها در معلم نباشد ، کاربردی نبودن این وسایل بیشتر به چشم خواهد خورد ....

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

اگر بگویم که حرف دلم را در این متن دیده ام ، اغراق نکرده ام . این دغدغه ی ذهنی من است که خیلی از مسائل ضد فرهنگی در جامعه ی ما دارد به عادت و  مساله ای عادی تبدیل می شود .به خصوص که خیلی ها آن را فرهنگ پیشرفته برای خود محسوب می کنند و به آن می بالند !مادری که دست دختر خانم خود را با افتخار گرفته و با وجود سن کم فرزندش او را به ارایشگاه زنانه رهنمون می کند و طوری شده که در مدارس راهنمایی دوستان یک دختر یازده ساله از او می پرسند : « تو چرا زیرابروهایت را تمیز نمی کنی ؟! »

گفتن این جمله ها با رعایت نکردن عفت کلام برای من در این جا سخت بود ، اما مساله ای دردناک است که دارد اتفاق می افتد و متاسفانه تبلیغات غربی برای پیش بردن اهدافش و ویرانگری و تهاجم به ارزش های جامعه ی مورد هدفش بسیار موثر بوده است .

من نگرانم ...نگران کودکان معصومی که الان در کلاس درس من نشسته اند و در میان صحبت هایشان و گپ های کودکانه شان می شنوم که از برنامه های فارسی وان و من و تو و ... صحبت می کنند و مشاهده ی برنامه هایی در جمع بزرگسالان به عنوان یک نماد فرهنگ ! که در خود کشورهای پیشرفته هم این نوع کارها کاری نادرست پنداشته می شود .

این متن را در این جا بخوانید :

+ نوشته شده در  بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

گرچه سال تحصیلی رو به اتمام بود ، اما لازم دیدم که حتما آین موضوع را به گوش والدین برسانم و اطلاعات لازم را به آن ها بدهم .

در قسمت پایینی کتاب ریاضی اول امسال ، برای اولیا در خانه نیز پیشنهادهایی شده بود .گرچه در اولین روزهای سال تحصیلی طی جلسه ی آشنایی این موارد به آن ها کفته شده بود اما هیچ گاه به این فکر نیفتاده بودم که به آن ها نیز آموزش هایی را در زمینه باید بدهم از جمله موضوع جدول یکی ده تایی ها ! نمی دانید وقتی برایشان توضیح می دادم که چطور یک عدد بیشتر از یک رقم را برای کودکشان معرفی کنند به وجد آمده بودند و اظهار داشتند که برای آگاهی ان ها لازم بود . چرا که حتی خودشان بر اثر تکرار زیاد به این موضوع فکر نکرده بودند که اعداد با توجه به مکانی که در آن قرار می گیرند دارای ارزش جداگانه ای می گردند .یعنی وقتی ۵ در خانه ی یکی ها قرار دارد با پنجی که در خانه ی دهگان و صدگان و ... قرار می گیرد یکسان نیست و برای همین با اسم های متفاوت همچون پنجاه ، پانصد و ... خوانده می شود .

راستی که لازم است جلسات توجیهی در موارد درسی هم برای والدین به همراه آموزگار کلاسشان برگزار گردد . والدین می توانند در این جلسات بسیاری از اشکالات خود را در رابطه باموارد درسی کودک خود با کمک آموزگار کودکشان برطرف نمایند .

این هم یک پیشنهاد است برای مدارسی که می خواهند دانش آموزانی موفق با همیاری اولیا به جامعه تحویل دهند .

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

 

خواندن این مطلب خالی از لطف نیست ، به آدرس ذیل مراجعه نمایید :

تعلیم و تربیت از نگاه امام محمد غزالی

و همین طور این مطلب :

+ نوشته شده در  نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

به روزهاي هفته و اسم آن ها توجه كرده ايد ؟ هفت روز در يك هفته داريم : شنبه ، يكشنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنج شنبه و جمعه .

به روزهاي زوج و فرد چه طور ؟ چه روزهايي فرد و چه روزهايي زوج است ؟ اگر به شما بگويند روزهاي زوج به كدام روزها در ايام هفته اشاره مي كنيد ؟ شنبه ؟ دوشنبه ؟ چهارشنبه و جمعه ؟

روال معمول همين است و روزهاي فرد را هم يكشنبه و سه شنبه و پنج شنبه خواهيد گفت ...

اما اين ظاهر قضيه است !!!‌ لطفا به اين سوال پاسخ گو باشيد : شنبه چندمين روز هفته است ؟ ...بله ، اولين و يك عددي فرد است ! دوشنبه سومين روز هفته ، چهارشنبه پنجمين روز هفته و جمعه هفتمين روز هفته . سه و پنج و هفت اعدادي فرد هستند .پس اين روزها فرد هستند نه زوج !!

به اين ترتيب يكشنبه و سه شنبه و پنج شنبه ، دومين و چهارمين و ششمين روز هفته هستند . بنابراين اين روزها در ايام هفته ، روزهاي زوج به شمار مي آيند . درست نمي گويم ؟

مي خواهيد به سراغ شروع هفته در كشورهاي ديگر برويد ؟ خب پاسخ بدهيد : اولين روز هفته در آن جا از چه روزي آغاز مي شود ؟ بله ، دوشنبه . اولين روز هفته و شماره ي ۱ . يك عددي فرد است و الي آخر...

خيلي چيزها را با ديدن ظاهرشان به ميز قضاوت مي كشانيم . ولي بررسي خيلي جوانب بسياري از حقيقت ها را برايمان آشكار خواهد كرد .

+ نوشته شده در  هجدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

وقتي تصميم گرفتم  براي تدريس گياهان در درس علوم بچه ها را به پارك مجاور مدرسه ببرم ، مواردي را در نظر گرفتم : ( اين درس در ابتداي كتاب آمده است و به خاطر مساعد نبودن آب و هوا برای عنوان اين درس آن را به بعد از عيد موكول نموده بودم )

۱- از بچه ها بخواهم مواردي را كه مورد نظرم است ، ابتدا جمع آوري كنند . مثل برگ هاي مختلف و...

۲ - توضيحات لازم را در مورد صدمه نرساندن به گياهان را برايشان بازگو كنم .

۳- در ابتدا هيچ توضيحي در مورد عنوان درس به آن ها نگويم .

 ۴ - بعد از جمع آوري آن ها را تشويق به مشاهده و گفت و گو نمايم .

۵ - از آن ها بخواهم نظراتشان را در مورد گياه در اختيار ديگر دوستانشان بگذارند .

۶ - لذت بازي و شادي را در پارك از آن ها نگيرم !

روش تدريسم را اين طور پيش بردم . وقتي بچه ها خودشان به جست و جو پرداختند و خوب مشاهده كردند ، آن وقت من توضيحات لازم را براي دانستني هاي بيشتر به آن ها ارائه دهم ، آموزش گياهان عالي از آب درآمد .البته قبلش يك فيلم آموزشي هم در رابطه با گياهان در مدرسه ديده بودند.

من فكر مي كنم بيشتر ما عادت كرده ايم هميشه لقمه ي آماده را در اختيار بچه اه بگذاريم.وقتي وارد كلاس مي شويم اول كتاب را باز مي كنيم و يا از روي آن مي خوانيم و يا در مورد عنوان درس فقط اطلاعات را به صورت تئوري در اختيار بچه ها قرار مي دهيم . همين راه و روش را در هنگام حل مساله هم به كار مي بريم . يا خودمان سعي مي كنيم سريع از روي مساله بخوانيم و اگر هم بچه ها خواندن فرصت كمتري براي تفكر در مساله به آن ها مي دهيم . اگر بچه ها راه حل را پيدا نكردند خيلي زود خودمان آن را پاي تخته مي نويسيم و توضيح مي دهيم .اگر بچه ها احساس كنند در صورت پيدا نكردن راه حل به هر حال كسي هست كه به زودي برايشان تمام و كمال آن را پاي تابلو مي نويسد ، انگيزه ي كمتري براي جست و جو خواهند داشت ، چون به دنبال راه راحت تر هستند !

هدف از آموزش مطالب ، پرورش استعدادها و ارضا حس كنجكاوي و به وجود آوردن شادي و نشاط در بچه هاست ، نه ريختن يكباره ي تمام اطلاعات و دانستني ها در دامان پر از هيجان آن ها ....

 اين هم يك عكس از گل هاي زيباي اين پارك :

از اين كه بچه ها به گل ها صدمه نرسانده و آن ها را نچيده بودند خوش حال بودم.

 

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

دکتر اصغر مهاجري: دنياي غرب براي حل مسئله‌هاي اجتماعي و شهري اش به دو اصل خانواده و محله برگشته است، يعني غرب از خانواده گريزان الان نه براي حل مسئله خانواده براي حل مسائل ديگرش برگشته به کانون خانواده و خيلي هم ظريف به اين قضيه بازگشت داشته است. متناسب با فرهنگ خاص خودش تکنيکهاي خاص خودش را دارد. اين در حالي است که در جامعه ايراني ـ اسلامي خانواده بنيان و اصل است. ...

مثل این نمونه : دقت کنید !

در لندن چارلی، پسری کوچک و فقیر، با پدر و مادرش به همراه دو پدربزرگ و مادربزرگ پیر خود در کانون گرم خانوادگی زندگی می‌کند و فقر را احساس نمی‌کند. چارلی علاقه زیادی به شکلات دارد ولی به حدی فقیر است که هر سال فقط یک شکلات می‌خورد.

در نزدیکی خانه او کارخانه بزرگ شکلات سازی ای قرار دارد که قبلا به دست فردی عجیب به نام ویلی وانکا اداره می‌شده‌است.او بهترین شکلات دنیا را می‌ساخت و آنرا به تمام دنیا صادر می‌کرد، اما کم کم کارخانه داران دیگر به او حسودی کردند و اسرار شکلات سازی او را دزدیدند و شکلات‌هایی به همان خوبی ساختتند.آقای وانکا روحیه خود را باخت و کارخانه را تعطیل کرد.

حالا بعد از سال‌ها این خبر به گوش می‌رسد که ویلی وانکا پنج بلیط طلایی داخل پنج شکلات وانکا پنهان کرده‌است و می‌گوید که پنج کودک خوش شانس از هر جایی در جهان می‌توانند از کارخانه او بازدید کنند.جهان به‌دنبال این پنج بلیط زیر و رو می‌شود و در آخر پنج کودک مشخص می‌شوند.آگستوس گروپ یک پسر چاق و شکموی حریص.وروکا سالت دختری که والدین پولدارش او را لوس کرده‌اند.وایولت بورگارد دختری که آدامس میجود مایک تی وی پسری دیوانهٔ تلویزیون و در نهایت چارلی فقیر و خوشبخت.هر کدام از آنها با یکی از بستگانشان به کارخانه می‌آیند.این بازدید یک برنده خوش شانس دارد که جایزه ویژه‌ای می‌برد.

ویلی وانکا آدم بشدت عجیبی ست که بعد از گذشت سال‌ها تنها زندگی کرده است .پدر دندانپزشک او شکلات را برای او ممنوع کرده بوده و در او عقده درست کرده بود.ویلی از خانه فرار می‌کند و تمام عمرش به همان صورت بچگی زندگی می‌کند.

در آبشار شکلات موجودات کوچکی به نام اومپالومپا کار می‌کنند که در واقع کارمندان کارخانه هستند.

آگوستوس همان پسر حریص شکمو در آبشار می‌افتد و از بازدید حذف می‌شود.وایولت در اتاق اختراعات با یک آدامس باد می‌شود و او نیز حذف می‌شود.وروکا به قصد دست زدن به یکی از سنجابها مورد حمله آنها قرار می‌گیرد.مایک تی وی نیز در اتاق تلویزیون شکلاتی حذف می‌شود.در نهایت چارلی باقی می‌ماند و برنده می‌شود.

جایزه او خود کارخانه شکلات سازی است که آقای وانکا به او واگذار کرده‌است.اما وانکا پیشنهاد می‌کند که چارلی بدون خانواده اش این کارخانه را اداره کند.چارلی جواب منفی می‌دهد و می‌گوید که کارخانه و همه شکلات‌های دنیا را با خانواده اش عوض نمی‌کند. سر انجام آقای وانکا وارد خانواده چارلی می‌شود.او دوباره به چارلی پیشنهاد می‌دهد و چارلی قبول می‌کند.

چارلی یک کارخانه برنده شد اما چیزی که آقای وانکا برنده شد خیلی بزرگتر و با ارزش تر بود:

 یک خانواده

توضیحات این فیلم از این آدرس :

ویکی پدیا

 توضيحات كاملتري در اين آدرس ببينيد :

http://montazeron.blogfa.com/post-617.aspx

 


+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

ادبیات کودک و نوجوان هنگامی پدید آمد که بزرگسالان متوجه شدند کودکان و نوجوانان به سبب گنجایش‌های شناختی و ویژگی‌های رشدی خود آمادگی پذیرش متن‌های سنگین را ندارند و به متن‌هایی نیاز دارند که پاسخگوی دوره‌ی رشد آن‌ها باشد. کودکان خردسال به متن‌هایی آهنگین و کوتاه مانند لالایی‌ها و ترانه - متل‌ها و ترانه‌های آهنگین واکنش بیشتری نشان می‌دهند. هرچه گروه سنی مخاطبان بالاتر برود، آن ها کم کم می‌توانند داستان‌هایی را با واژگان بیشتر پذیرا باشند. ویژگی دیگر ادبیات کودک و نوجوان در این است که با سطح سواد کودکان پیوند دارد. کودک نوآموز تنها می‌تواند متن‌های ساده را بخواند و بفهمد. هرچه سواد او بیشتر می‌شود، متن‌هایی با دایره‌ی واژگانی بیشتر را درک می‌کند. کودکانی که به مرز نوجوانی و پس از آن می‌رسند می‌توانند رمان‌های متناسب با نیازهای خود را داشته باشند. امروزه این رمان ها بیشتر در قالب فانتزی‌ها یا داستان های علمی و تخیلی منتشر می‌شود. البته داستان‌های واقعگرا که بازتاب دهنده احساسات و درگیری‌های زیستی و اجتماعی نوجوانان مانند موضوع جدایی پدر و مادر یا مرگ نزدیکان و بیماری‌ها و عشق‌های دوره نوجوانی است به فراوانی در این حوزه منتشر می‌شود.

روزنامه تلگراف چاپ انگلیس چندی پیش فهرست 20 کتاب ماندگار ادبیات کودک را منتشر کرد که در ادامه «این لیست» را مشاهده می‌کنید.

 

باد در بید / کنت گراهام

20کتاب ‌ماندگار ادبیات‌ کودک و نوجوان

از موقع ظهور این داستان "دوستی و رشد اخلاق" در بیش از 100 نسخه منتشر شده است و سالیانه صدها هزار بار از سوی خانواده‌ها برای کودکان خود خریداری شده است. نثر جذاب و روان گراهام داستان سه نوجوان به نامهای مول، رتی و باجر را دنبال می‌کند که بیشتر زندگی خود را به گردش‌های ماجراجویانه اختصاص داده‌اند و باقی اوقات خود را در قایقشان سپری می‌کنند. تا اینکه این 3نفر تصمیم می‌گیرند به وزغی در سفرهای پرخطر خود کمک کنند و در ماجراهای مختلفی بعد از فرار از زندان و شرکت در مسابقات اتومبیل رانی برای هدف اصلی خود در بازپس گرفتن عمارت وزغ تلاش کنند...

 

به ادامه ي مطلب برويد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

وقتی می خواهید اعداد با ارزش مکانی در دهگان و یکان را به کلاس اولی ها آموزش بدهید ، دقت شما در این باشد که حتما به محل قرار گرفتن اعداد در قسمت ده تایی ها و یکی ها توجه نشان بدهند . این  نکته ی به ظاهر کوچک بسیار در شناختن اعداد و ارزش مکانی در پایه های بالاتر به آن ها کمک می کند . بچه ها باید از همان ابتدا بیاموزندگرفتن اعداد در جدول است ( که بعد از به یادسپاری از خارج از جدول نمایش داده می شوند ) که به آن ها مفهوم می بخشد .

اگر دانش آموزی در کلاس از شما پرسید : " عدد ۲۷ چگونه نوشته می شود ؟ " فورا جواب ندهید : " ۲ و هفت ." و یا پای تابلو آن را برایش ننویسید بلکه پاسخ دهید : " ۲ ده تایی و ۷ یکی "

با این کار دانش آموز خود به تفکر می پردازد که ده تایی در کدام سمت و یکی در کدام سمت بود که با اشتباه نوشتن جای اعداد عددی دیگر را به جای عدد مورد نظر بنویسد .یعنی به جای ۲۷ بنویسد ۷۲ ! البته در صورت بروز این اشتباه می توانیم اشکال او را به همین صورت برطرف کنیم تا او به طور مفهومی به اشکالش پی ببرد ..... " عزیزم ، تو نوشته ای ۷ ده تایی و ۲ یکی که می شود هفتاد و دو ، در صورتی که می خواستی بنویسی بیست و هفت ! یعنی ۲ ده تایی و ۷ یکی . جدول یکی ده تایی ها خاطرت هست ؟ ....... "

نکته های ظریف و کوچکی هست که با نادیده گرفتن آن ها تا ثریا دیوار را کج به سرانجام می رسانیم .

+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

فردا ۱۲ اردیبهشت ، آغاز هفته ی معلم است .پیشاپیش این روز را به معلمان ایران و البته به همه ی معلمان دنیا تبریک می گویم و برایشان ارزوی موفقیت و سلامتی و سربلندی روزافزون را دارم .

گفته بودم که برای بزرگداشت هفته ی معلم پیشنهادی به ستاد بزرگداشت این روز ارائه داده بودم. من بسیار مایل بودم برای هفته ی معلم امسال در طی یک فراخوان از معلمان سراسر کشور و در مقیاسی کوچک تر از استان های هم جوار دعوت به عمل آید تا به میزبانی شهر ما اقدام به تشکیل نمایشگاه کنند .یک نمایشگاه از کالاهای فرهنگی و چه کسانی بهتر از معلمانی که دارای تالیفات و ابداعات و اختراعات و تولید نرم افزارهای درسی و آموزشی و .... هستند . این افراد می توانستند در غرفه هایی که تشکیل می دادند به معرفی معلمان توانمند و دارای خلاقیت و پشتکار دست زده و ضمن آشنایی با معلمان سایر استان ها در یک محیط فرهنگی به ارائه ی توانمندی های خود بپردازند . مثل تشکیل کارگاه های آموزشی و شرکت در اردوهای علمی و فرهنگی ........

همان طور که به من گفتند هزینه ی این طرح زیاد بود و اجرای آن برای آموزش و پرورش مشکل می نمود . هزینه ای که بسیار بیشتر از همایش ها و سمینارهای دیگر صنف ها به چشم ! می آید و اجرای آن ضرورتی ندارد ! گرچه این طرح در سطح شهر خودمان قابل اجرا شد اما هدف اصلی تعامل معلمان در ضمن ارائه ی توانمندی های معلمان هر منطقه بود که گم شد . من وقتی فکر می کنم می بینم اجرای همایش بزرگداشت معلم در مسجد با سخنرانی یک نفر که به در محیط آموزش و پرورش نیست و انجام قرعه کشی از بین معلمانی که در این جمع حضور پیدا کرده اند و اهدای یک کمک هزینه ی سفر به مشهد مقدس به عزت نفس و شخصیت آن ها لطمه وارد می کند . حالا بماند که در این بین هدف اجرای یک نماز جماعت با حضور معلمان است ؟ یا شنیدن مطالبی که توسط سخنران به مناسبت این روز ایراد می شود ؟ و یا شرکت در قرعه کشی ؟!

امروز در مدرسه :

بچه ها را به حیاط مدرسه آوردم .برای این که همراه بازی شمردن عددها را به صورت ۵ تا ۵ تا و یا ۶ تا ۶ تا آموزش دهم . بچه ها در حالی که به سمت جلو قدم می زدند و با یک ریتم مخصوص شروع به شمردن کردند ..... صفر ، پنج ، ده ، پانزده ....

حدیثه یا خواب بود یا متوجه نشده بود بلند گفت : " یک "

از او کمی فاصله داشتم با تعجب و دلخوری گفتم : " چرا ییییک !؟؟ "

حدیثه هنوز توی باغ نبود برای همین حرف من را اینطور ادامه داد : " آها ! چهل و یک ... "

حدیثه جان ! گفتم  چرا یک ؟!   نگفتم چهل و یک ..... !

 

+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی  که به دوستان یکدل سر و دست برفشانی

دلم از تو چون نرنجد که به وهم درنگنجد  که جواب تلخ گویی تو بدین شکر دهانی

غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم  تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی

عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم   عجب است اگر نسوزم چو بر آتشم نشانی

دل عارفان ربودند و قرار پارسایان  همه شاهدان به صورت،تو به صورت و معانی

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم  همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد  وگرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی

تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری  عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم  که هنوز پیش ذکرت خجلم زبی زبانی

مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم  تو میان ما ندانی که چه می رود نهانی

مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم  خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی

بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون  اگر این قمر ببینی و گر آن سمر نخوانی

دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد  نه به وصل می رسانی نه به قتل می رهانی

سعدی - دیوان اشعار

+ نوشته شده در  نهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

 طرحی که برایتان می نویسم ، موردی است که مدت هاست در ذهن من جا خوش کرده . یک شغل جدید و یک کار فرهنگی و ایجاد یک مکان فرهنگی جدید که تا به حال ایجاد نشده است . خوش حال می شوم اگر در شهرهای کشورمان ایجاد شدن چنین مکانی را ببینم و یا خبرش را بشنوم.

" نوجوانان "

یک گروه سنی هستند که در جامعه ی ما به آن ها فقط به عنوان کسانی نگاه می شود که باید دوره ای پر از بحران را طی کنند . مقالات و کتاب های زیادی نوشته شده و بعضی برنامه های تلویزیونی که بیشتر گفت و گو و بحث می باشد در این مورد ساخته شده است . آگاهی والدین در این مورد هم کمابیش بیشتر شده است و این مرحله ی طوفانی را در فرزندانشان تا حدی درک می کنند .اما....

اما در عمل چه کاری برای آن ها صورت گرفته است ؟ برای طغیان روحی و جواب به سرکشی های این گروه سنی در جامعه ی ما به کجا باید مراجعه شود ؟ برای آن که در مورد خودشان بهتر بدانند و به سوال های خود به پاسخ درست برسند به کجا مراجعه کنند ؟ اگر دقت کنید ...هیچ !

لطفا ادامه ی مطلب را مطالعه نمایید تا پیشنهادها را ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

برای تدریس علوم در کلاس به خصوص اول ابتدایی بیشترین سعی شما بر این باشد که از فیلم ها ی آموزشی مرتبط با درس مربوطه استفاده نمایید .

با دور شدن بيشتر بچه هاي امروزي از طبيعت و تماس و ديدن مستقيم محيط اطراف كم كم يك خلأ ذهني در ميان آن ها پيش مي آيد . مثلاً تصور كنيد كه در كلاس به توصيف يك " اسب " مي پردازيد . بايد فراموش نكنيد كه بچه هاي كمتري در كلاس درس شما پيدا مي شوند كه از نزديك اسب را ديده باشند در نتيجه توضيحات شما بدون تصوير در ذهن آن ها شكل واقعي و درست از " اسب " را نمايش نخواهد داد .

در زمينه ي فيلم آموزشي كه در كتاب هاي علوم اول ابتدايي هم از آن سخن به ميان آمده است ( فندق و ماجراهايش ) كمك شاياني در امر تدريس علوم دارد و هم چنين فيلم هايي كه شما مي توانيد از شبكه هاي مختلف تلويزيوني هم چون شبكه مستند در اين امر ضبط نموده ودر كلاس به نمايش بگذاريد .اين يك قدم مهم در امر هوشمند سازي مدارس مي باشد .

+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

معلم ها توان انعطاف پذيري را از راه گفتار ، رفتار و محيطي كه در آن كار مي كنند ، آموزش مي دهند . برنامه ريزي و تدريس با توجه به موارد زير باورها ، مهارت ها و پشتيبان هايي را كه دانش آموزان  براي انعطاف پذير شدن نياز دارند ، در اختيارشان مي گذارد .

آموزش متناسب با رشد و فرهنگ

•         به دانش اموزان نظريه هاي فراشناختي را كه مربوط به چگونگي فكر كردن و كنترل فكر و اثر آن بر خلق و خو به شمار مي آيد ، آموزش دهيد . آن گاه آنان به سطح بالاتري از پردازش بينش ، خلاقيت ، منطق و عقل سليم – خواهند رسيد .

ادامه ی متن در ادامه ی مطلب آمده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

از وقتی که طرح هوشمند سازی مدارس به عرصه ی آموزش و پرورش آمد ، بیشتر مدیران ابتدا سعی کردند یک دوربین عکاسی دیجیتال مدرن ! برای مدرسه خریداری کنند .برای عکس گرفتن از مناسبت هایی که در مدارس برگزار می شود و هم چنین داشتن یک مدرک برای اثبات این که چه فعالیت هایی انجام شده است . حالا هزینه ای که در این مورد برای خرید دوربین شده است اصلا سودی برای دانش آموزان مدرسه ندارد که هیچ ! ( پولی که باید خرج دانش آموزان شود ، نه خود نمایی مدیران ...) هزینه ای هم برای چاپ آن ها و صرف وقت برای ویرایش و ساخت پاورپوینت و ... هم برای آن در نظر بگیرید که دوباره هیچ کدام ازین کارها بر کیفیت اموزشی مدارس و کارآمدی مدارس نمی افزاید .

مشکل بعدی از آن جایی شروع می شود که بدبختانه این مساله در بین مسولان ادارات هم شیوع پیدا کرده و آن ها با ورود به مدارس برای انجام بازدید و رفع مشکلات احتمالی و بررسی کارهایی که باید در مدارس به درستی انجام گیرد ، از مدیران می خواهند که از آن ها حین انجام کار عکس بگیرند تا فعالیتشان به صورت مستند به اداره ی متبوع گزارش شود ! و دوباره هزینه های جانبی برای این کار با استفاده از بودجه ی مدرسه ....( متذکر می شود معلمان برای تهیه ی یک جایزه برای دانش آموزان کلاس هربار باید با مدیر به خاطر کمبود بودجه بحث کنند ، برای فتوکپی گرفتن از کارهایی که به دانش اموزان می دهند به بهانه ی گران شدن کاغذ به دردسر پول جمع کردن از خود بچه ها بیافتند )

دراین جا باید به مسوولان رده ی بالاتر هشدار داد که روال کار دارد به سمتی پپیش می رود که همه ی فعالیت هایی که باید برای خدمت در اموزش و پرورش صورت بگیرد رنگ ظاهری به خود گرفته و اصلا به درست انجام شدن کار فکر نمی کنند . این که سرانجام کار مفید باشد یا نه اهمیتی داده نمی شود ، بیشتر طرح هایی هم که برای اجرا به مدارس ارجاع داده می شود به همین صورت انجام می شود و با ارسال چند عکس و گزارش های صوری به ارزشیابی از آن ها می پردازند و این که چه قدر در عمل موفقیت کسب شده و هدف به طور عمقی تثبیت شده هیچ ارزشی قایل نیستند . انگار هدیه ی طرح هوشمند سازی مدارس  به دانش آموزان و معلمان بیش ازین متصور نیست ....

+ نوشته شده در  یکم اردیبهشت 1391ساعت   توسط آسمان  | 

من علم را در کشورهای پیشرفته ی امروزی، هم چون زرد آلویی درشت و خوش آب و رنگ دیدم ، ولیکن با هسته ای پوچ و بی مغز !!

باید در فکر پرورش زردآلویی خوش آب و رنگ باشم.

با هسته ای دارای مغز ! آن هم دو قلو و خوش طعم ....

برای یک تحول بنیادین !

+ نوشته شده در  سی و یکم فروردین 1391ساعت   توسط آسمان  | 

رياضي كلاس اول با حجم زيادي كه براي تدريس دارد اما توانايي بچه ها را در بعضي مواردبالا برده است . مثل شمردن اعداد به صورت ۵ تا ۵ تا يا ۱۰ تا ۱۰ تا و يا ۲ تا ۲ تا و.....

براي تثبيت يادگيري در اين زمينه مي توانيد هر روز با بازي و تكرار مداوم ، شمردن اين اعداد را به در ذهن بچه ها ماندگار كنيد . شمردن ده تا ده تا در قرعه كشيدن براي گرگ شدن يك نفر هميشه در بازي هاي كودكانه كاربرد دارد : ده بيست سي چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد ...با همان آهنگ به خصوصش ...........

براي شمردن ۵ تا ۵ تا هم مي توانيد اين كار را با دست زدن همراه كنيد و هر روز آن را تكرار كنيد و روي تخته سياه همزمان جمع هايي كه به آن مربوط است بنويسيد تا با ديدن بتوانند بهتر به مفهوم آن پي ببرند . مثل :

= ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ + ۵ 

از اولين ۵ شروع به اشاره كرده و بشماريد ....

 اولين عدد ۵ ، دومين عدد ۱۰ ، سومين عدد ۱۵ ، چهارمين عدد ۲۰ و الي آخر ... خوانده مي شود .در مراحل بعدي با تكرار بيشتر خواهيد ديد كه بچه ها به جمع اعداد مي پردازند . مثل :

                                                                                   = ۱۰ + ۱۰ + ۵ + ۵ + ۱۰ + ۱۰

  رياضي را با ساختن لحظه هاي خوش براي بچه ها درسي شيرين و جذاب معرفي كنيد.

امروز در مدرسه :

 نگين تكليفش را براي بار سوم انجام نداده است .........

نگين !! به مادرت بگو فردا حتماً به مدرسه بيايد ، وگرنه اسمت را به دفتر مدرسه مي دهم تا برايت تنبيهي درنظر بگيرد ... 

نگين اول كمي فكر كرد  و بعد گفت : لطفاً همون اسمم رو بدين دفتر ! چون دايي من از مكه مي خواد بياد و مادرم سرش شلوغ ميشه و قبول نمي كنه بياد .. 

چه قدر تو صادقي دختر ....!

 

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم فروردین 1391ساعت   توسط آسمان  | 

حتماً همه ي شما ماجراي آدم و حوا و رانده شدن آن ها از بهشت را شنيده ايد و يا خوانده ايد . آ ن هايي كه معتقد به دين هاي الهي هستند كه از جانب پيامبران براي انسان ها آمده است ، كما بيش به آن اعتقاد دارند . البته همه ي تقصيرها هم به گردن حوا ! افتاده كه باعث شده شوهرش فريب شيطان را بخورد و از ميوه ي ممنوعه استفاده كنند . در قرآن آمده است كه  :  « پس شيطان آدم و حوا را به لغزش افكند و خوردند از آن درخت و بدين عصيان هردو را از آن بيرون كرد و گفتيم به ( آدم و حوا ) فرود آئيد از بهشت كه برخي را دشمنيد و شما را در زمين آرامگاه و آسايش خواهد بود تا روز مرگ [1] »

شيطان ! اين دشمن قسم خورده ي انسان ... كسي كه تكبر ورزيد و از فرمان خدا سرپيچي نمود و به خاطر حسادتي كه به انسان داشت و دارد قسم خورد كه او را هم مثل خودش از بهشت محروم كند شیطان گفت: "فبعزّتک لاغوینّهم إلاّ عبادک منهم المخلصین؛ به عزّت و جلالت قسم! که همة انسان ها را اغوا می کنم مگر بندگان مخلص درگاهت را " و از آن پس مي بينيم كه هر جا شيطان و فرزندانش هستند درست كارهايي انجام مي شود كه خداوند انسان را از آن ها منع كرده است ! مثل همان ميوه ي ممنوعه ....

خداوند در اين باره در قرآن مي فرمايد : « إنّ الشّیطان لکم عدوٌّ فاتّخذوه عدوّاً؛ همانا شیطان دشمن شما است. پس او را دشمن خود بگيريد  » و همين طور ....عدو مبين ! : « ..و پيروي نكنيد وسوسه هاي شيطان را به درستي كه شيطان از براي شما دشمن آشکاريست »[2]       البته شیطان اختصاص به شیطانی که از طائفة جنّ بوده و به او ابلیس می گفتند ندارد بلکه شیطان هایی از جنس انسان بسیارند که آدم ها را منحرف می کنند و با فساد و فحشا و منکرات مردم را گمراه می کنند.

لطفا برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب بروید ..........

[1]  سوره ي بقره آيه ي 36

[2] سوره ي بقره آيه ي 168


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هشتم فروردین 1391ساعت   توسط آسمان  | 

یک ایده ی جالب !! چه اشکالی داشت اگر آموزش و پرورش با این همه تغییراتش در نوع نگرش مدیران آموزش و پرورشش هم تغییر ایجاد می کرد . امسال طرحی به نظرم رسید که این هفته ی بزرگداشت مقام معلم اینقدر کلیشه ای و تکراری نباشد !  با هدیه هایی که ناچیز است و معلمان را دلخورتر از قبل می کند و یا برنامه هایی که یک مسول بیاید و از افتخاراتش در آن برایمان توضیح دهد و اول از همه هم بگوید : " من به معلمان این مژده را می دهم که به حقوقشان اضافه خواهد شد ! ( با همان طرح هماهنگی حقوق کارکنان دولت...چقدر کلاه سرمان رفت! ) و ...

خلاصه چادر چالچوق کردیم و رفتیم اداره آموزش و پرورش و با یک برگ ارائه ی پیشنهاد رفتیم اتاق رئیس... خب چی شد ؟! حدس بزنید .... فقط چند جمله ی اول را شنیدند و کمی ساکت شدند ، بعد برای این که خوب دلسردم کنند فرمودند : " طرح خیلی خوبیه ، اما فکر نکنم کسی استقبال کنه ...." ادامه دادم : معلمان وقتی ببینند به کارهایشان ارزش و بها داده می شود برایشان یک دلگرمی به وجود می آید و اصلا جنبه ی مادی ندارد . ایشان بدون توجه به حرفای من شروع به تعریف از طرجی که خودشان پارسال ارائه داده بودند و ضمن اشاره به یک برگ تشویقی که قاب گرفته شده بود و در دل دیوار جا خوش کرده بود گفتند : " من خودم پارسال پیشنهاد دادم تا تمام روسای بازنشسته و قبلی آموزش و پرورش در یک جشنواره گرد هم آمده و از آن ها تقدیر گردد !! این هم تشویقیش.... آقای ...امضا کرده اند "

گفتم : " خب امسال بهتر است به معلمان ! در روز معلم توجه بیشتری داشته باشید ، این طرحی است که نو و بدیع است وتا به حال در جایی در کشور اجرا نشده و ...." گفتند : " ما یک مسابقه ی آشپزی به مناسبت روز معلم برگزار می کنیم و این بخشنامه به مدرسه ها رسیده است...  "...... 

وقتی سکوت معنا دار من را دیدند ، ادامه دادند : " البته شما می خواهید از امتیاز این پیشنهاد بهره مند گردید بهتر است آن را ارجاع دهید .... "    من ! ... امتیاز ؟!.... باید یک زونکن  پر از امتیاز جلویش می ریختم !!

آقای ....که خوب حرف های من را فهمیده بودند گفتند : " پیشنهاد و طرح شما واقعا جالب و نو است و ما سعی می کنیم آن را پیگیری کنیم ، اما مشکل این جاست که بودجه ی این کار زیاد می شود .... تازه دوزاریم افتاد که این همه صغری کبری چیدن ها برای چیست ؟! از آن جا که در کشور ما به طرح ها و پیشنهاد های مفت !! ولو کوفت هم باشه اهمیت زیادی قایل هستند بنابراین یا باید ارائه دهنده پیشنهاد اصلا به طور کل ساکت بماند و بگذارد این قافله ، همین طور بی روح و ساکن ، مسیرش را طی کند و یا از جیب خودش خرج کند تا یک امتیازی ! برایش قایل شوند...

راهکار :

چرا باید از کسانی که صاحب نوآوری در آموزش و پرورش هستند حمایت کافی به عمل نیاید و آن ها تنهایی دست به کار بزنند ؟ چرا بودجه هایی که صرف همایش ها و سمینارهای بی نتیجه و پر از تعریف و تمجید مسولین از یکدیگر می شود نباید خرج اضافی به نظر بیاید ؟!

اگر بودجه ای برای هر مدرسه در نظر گرفته شود برای معلمینی که طرح های نو دارند و یا حتی دست به ساختن وسایل کمک آموزشی جدید می زنند و پژوهش و تحقیق می نمایند حمایت و دلگرمی خوبی برای پیشرفت آن هاست و هم چنین ایجاد علاقه برای بالا بردن کیفیت آموزشی ... مشکل این جاست که مدارس ما به وسایل تزیینی علاقه فراوان نشان می دهند ! مثل خرید ویدیو پروژکتور و سینمای خانگی و دستگاه های کامپیوتری و ایجاد سایت و.... سپس قفل زدن به درب همه ی آن ها و استفاده از ان ها با کلی دردسر که تا قفل آن ها باز شود و .... همیشه هم رویشان پر از گرد و خاک است ، اما داشتنشان که دهان پر کن است !

معلمان در هر مدرسه باید بتوانند با پشتیانی از بودجه مدرسه طرح های خود را پیاده کنند و این یک حمایت کوچک از آن هاست.

+ نوشته شده در  بیست و پنجم فروردین 1391ساعت   توسط آسمان  |