این مطلب را از مجله ی " شوق تغییر " یک دو ماهنامه ی بین المللی (1) ، که صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن دکتر حیدر تورانی و سردبیر این مجله نیز دکتر مرتضی مجدفر، می باشد انتخاب کرده و به صورت خلاصه برایتان آورده ام .
نویسنده ی این مقاله آقای " ابراهیم اصلانی " یک روانشناس فرهنگی می باشند و در این مقاله به شما متذکر می گردند که "آدم ها بیشتر از در و دیوار نیاز به توجه دارند " اما ظاهرا تغییر عادت یا تغییر نگرش کار بسیار سختی است . چرا که در سازمان های ما وقتی رئیسی عوض می شود و رئیس جدید جای او را می گیرد ، مدیران سازمان برای در و دیوار و تجهیزات تا دلتان بخواهد ، خرج می کنند و خریدن یک دستگاه کپی رنگی دو میلیون تومانی ( به قیمت سابق !!) به درخواست تشویقی برای عملکرد عالی یک کارمند ، صد می ارزید و ارجحیت دارد .
در سازمانی برای تغییر دکوراسیون ، برگزاری یک سمینار ، خرید تجهیزات و کارهایی از این قبیل ، سر کیسه را شل می کنند ، اما در همان سازمان نیازها و مشکلات نیروها نادیده گرفته می شود .در سازمانی عده ای که بلدند خودی نشان دهند ، به خیلی چیزها می رسند ، اما تلاش ، تعهد و نوآوری عده ای دیگر به چشم نمی آید و دوغ و دوشاب قاطی می شوند .مسئله این است : آدم ها یا در و دیوار ؟!
در تغییر نگرش مدیران سازمان ها ، بنده در پست هایی این مساله را یادآور بوده ام و واقعا از ظاهر سازی در کارها و طرح هایی که باید اجرا شود توسط مسولان ، بارها گله کرده و اظهار ناراحتی کرده ام . این مقاله توسط آقای اصلانی ، واقعا جالب بیان شده و هم چنین ایشان نوع تفکر مدیران را در نادیده انگاشتن نیروی انسانی و نگاهی ابزاری به آن ها و تحقیر این نیروی مهم ، توسط مهم جلوه دادن تجهیزات سازمانی ، به انتقاد گرفته و بسیار جالب علل و عوامل آن ها را به این گونه بیان نموده اند :
چرا در سازمان ها ، در و دیوار مهم ترند ؟ و چرا « سرمایه » یا « منابع » بودن انسان ها فدای همان در و دیوار می شوند ؟ .......
عقل مردم به چشم شان است !
آقای اصلانی از این علت نتیجه گرفته اند که تغییر در و دیواری ، به نام « چشم مردم » است و به کام مدیرانی که می خواهند دیده شوند. ان ها می خواهند خودشان را به رخ بکشند ودر و دیوار راحت ترین ابزار ظاهر سازی است .
این نشد ، یکی دیگر !
وقتی وسیله ای را برای سازمانی می خرید یا دستی به سر و گوش ساختمان می کشید ، این می ماند . هم قابل ثبت در اسناد و دفاتر مالی است و هم حتی اگر تعویض یا نو شود ، اصل سرمایه پابرجاست .اما در مورد آدم ها چنین نیست ، این نشد ، یکی دیگر ! آدم ها ، میز و صندلی ،تابلو ، گاوصندوق ، دستگاه کپی و امثال آن ها نیستند که جایی بگذاری و رویشان مهر بزنی که متعلق به این سازمان است . ....
وظیفه اش را انجام می دهد !
...وظیفه ی یک نیرو انجام امور محوله است . حداقل در چنین نگاهی ، ارزش نیرو اگر بیش تر از در و دیوار نباشد ، کمتر هم نیست ، ........
فرصت شمار امروز را !
مدیرانی هم می آیند تا مدیر باشند و از فرصتی که به آن ها روی آورده است ، حداکثر استفاده را ببرند .یکی از دلایل نادیده گرفتن نیروها همین است که مدیر نیامده تا با آن ها کار کند و سازمان را ارتقا دهد .مدیر آمده تا مدیر باشد ؛ هم ریاستش را بکند و هم به امتیازاتش برسد .این نوع مدیریت ، بین کارکنان به « مدیریت گلخانه ای » معروف است ....
دستم به جایی بند نیست !
یک توجیه رایج و عمومی برای مدیران تابگویند که چرا نمی توانند به نیروها برسند سازمان وقتی نیروها را نادیده می گیرد یا خدمات و امکانات مناسبی برای ان ها فراهم نمی آورد ، به این توجیه همیشگی متوسل می شود ....
نباید توقعات را بالا برد !
توجیه با بهانه ای دیگر از همان ردیف توجیهات قبلی ........
مهم ترین مشکل این نوع مدیران ، نگاه یک طرفه است . آن ها با اطلاعات محدود و ناقص خود ، دچار توهم می شوند ، توهم هم در نگاه به انسان و هم در روش و چگونگی برآوردن نیازهای او .
حرف آخر آقای اصلانی در این زمینه هم شنیدنی است :
« نمی شود توقع داشت همه چیز به یک باره تغییر کند .نگاه واقع بینانه و منطقی ایجاب می کند به نتیجه ای متعادل و قابل اجرا برسیم .بنابراین از مدیرانی که این مقاله را خواندند ، انتظار می رود به انسان ها بیش تر توجه کنند ، تنها اندکی بیش تر ، بیش تر از در و دیوار ! »
توصیه می شود متن کامل این مقاله را در مجله ی معرفی شده بخوانید . صحبت های جالب تر را خواهید خواند !
...............................
1- دوماهنامه ی بین المللی شوق تغییر - اطلاع رسانی،پژوهشی ، آموزشی، تحلیلی در زمینه ی علوم انسانی سال اول ، شماره ی دوم ، آبان و آذر 1391
برچسبها:
معرفی مقاله,
مدیران سازمان ها,
مرتضی مجدفر,
ابراهیم اصلانی,
توصیه به مدیران