تبليغاتX
آموزش ابتدايي زير بناي آموزش و پرورش

آموزش ابتدايي زير بناي آموزش و پرورش

روش تدريس ، ادبيات ، متفرقه

لبنيات وكاهش وزن!
    از زماني كه بشر با مواد غذايي ابتدايي براي خود خوراك طبيعي تهيه مي‌كرد، لبنيات جايگاه ويژه‌اي در سبد غذايي داشت و اين روند تاكنون ادامه دارد… اگر در سال‌هاي پيش، تنها شير جزو غذاهاي اصلي مردمان زمين بوده، در سال‌هاي اخير مشتقات شير هم به آن اضافه شده است. پنير، كره، خامه، دوغ، ماست، كشك كه هر كدام به نوبه خود با توجه به ذائقه مردم يك كشور، تهيه شده است. براي مثال امروزه انواع مختلف پنير پيتزا با توجه به طبع غذايي مردم هركشور تهيه مي‌شود، همين‌طور انواع پنير و خامه و…
    در ضمن بايد به خواص ماست اشاره كرد،غذايي كه پاي ثابت تمامي سفره‌ها در سراسر جهان است. از شرق آسيا تا غرب آمريكا، از شمال اروپا تا جنوب آفريقا، كمتر خانواده‌اي مي‌بينيم كه مصرف روزانه غذاي‌شان ماست نباشد. در دهه هفتاد تحقيقات نشان داد‌ه كه بيشترين عمر مردمان جهان را بلغاري‌ها دارند، خانواده‌اي در كشور بلغارستان يافت نمي‌شود كه به همراه ناهار و شام، ماست ميل نكنند… سپس آزمايش‌هاي پزشكي در نقاط مختلف كشور روي افرادي به عمل آمد كه نتيجه آن نشان داد خوردن ماست باعث شده كه عمر آنان زياد شود، اين مسئله در ژاپن هم، بدين شكل است. آنها هر روز ماست و مواد لبني مصرف مي‌كنند و پزشكان ژاپني معتقدند در جهان بيشترين تعداد افراد مسن

ژاپني‌را نسبت به جمعيتشان دارا مي‌باشد، اما اين تمام خاصيت ماست و مواد لبني نيست،بلكه بيشتر متخصصان پوست در حال حاضر، خوردن ماست را براي خانم‌ها تجويز مي‌كنند. از ديگر خصوصيات لبنيات، بايد به رشد قابل‌توجه كودكاني نيز اشاره داشت كه در كودكي شير، كره و پنير مي‌خوردند. اين بچه‌ها پس از اين‌كه بزرگ شدند، كمتر بيمار شدند، كمتر با چاقي روبرو شدند و…
    ضمن اين‌كه مطالعات نشان داده لبنيات به همراه سبزيجات بهترين مواد غذايي مقوي هستند كه يك فرد مي‌تواند از آن استفاده كند.
    در اين حال، محققان و پزشكان عقيده دارند كه لبنيات به سوزاندن چربي وكاهش وزن كمك مي‌كند و بر طبق تحقيقات جديد پر كردن يخچال از شير، پنير و ماست به كاهش وزن و سوزاندن چربي بدون اين‌كه نياز به كاهش شديد كالري باشد را راحت‌تر كرده است. مطالعات نشان داده كه تمامي گروه‌هاي سني كه 6 ماه از رژيم غذايي كه در آن لبنيات گنجانده شده بود، استفاده كردند، وزنشان كم شد اما گروهي كه رژيم غذايي غني از لبنيات داشتند، حداكثر كاهش وزن يعني حدود 11 كيلو را نشان دادند. از اين‌رو به خانواده‌هاي ايراني سفارش مي‌شود كه سبد غذايي روزانه خود را با لبنيات اشغال كنند و در يخچال منزلشان هميشه مواد لبني باشد…

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 9:44  توسط  داداشيان  | 

منبع :سایت زیبا وب http://www.zibaweb.com/

نامگذاری سال 1388 به نام سال  اصلاح الگوی مصرف

 

حمید رضا ترکمندی - کارشناس ارشد مدیریت

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی خود به مناسبت فرا رسیدن سال 1388 ، این سال را سال اصلاح الگوی مصرف نام گذاری نمودند. این اقدام شایسته و نو آورانه توجه آحاد مردم ایران و مسئولین نظام را به خود جلب کرد. جادارد محققان ، دانشجویان ، اقل قلم ، فرهنگیان ، سخنرانان و مسئولین  از زوایای  گوناگون به تشریح الگوی مصرف صحیح پرداخته و کم و کاستی های الگوی رایج مصرف عمومی در کشور را معرفی نمایند.

      ملت ایران به عنوان مردمی مسلمان ، انقلابی ، سرشناس در سطح جهانی ، الگوی مبارزه علیه کفر و استبداد ، باید در صرفه جویی ، سازه زیستی ، قناعت ، پس انداز، انفاق ، سرمایه گذاری در امور تولیدی و عام المنفعه و شکر نعمت های الهی در گفتار و عمل نیز  زبان زد  سایر مردم جهان باشند .رهبر معظم انقلاب هرساله در پیام نوروزی خود ، سال را به مناسبتهای مختلف نامگذاری فرموده اند که هر بار  منشاء خیر و برکاتی برای مردم ایران و حتی مردم سایر کشورهای جهان بوده است . به عنوان مثال در معرفی سال به نام پیامبر اعظم ص ، توجه جهانیان به سیره ، احادیث ، پیام ها ، رفتار و کردار پیامبر ص  جلب شد  و به علاوه در داخل کشور سمینارها ، سخنرانیها ، مسابقات ، مطالب نشریات و رسانه ها حال و هوای نبوی  پیدا کرد . یا در سال دیگر که به نام سال  نو آوری و شکوفایی نام گذاری فرمودند ، اقشار مختلف مردم ایران از دانش آموز ، فرهنگیان ، دانش جویان ، مخترعین ، مبتکرین ، مسئولین و غیره  توجه شان  به نوآوری و خلاقیت به خوبی جلب گردید و به حرکت ها و تصمیم گیری های خلاق ، بها داده شد  تا جایی که در فضای سال نو آوری  ، حقیقتا" چند اقدام بزرگ ایرانیان ، تعجب جهانیان را به دنبال داشت  و بدیهی است از برکات  اقدامات نو آورانه ، تک تک ایرانیان بهره بردند.

     حضرت آیت الله خامنه ای به یکی از مشکلات اصلی کشور ایران که منشاء کاستی های مختلف در جامعه است اشاره فرموده و با دید وسیع و مطالعه کافی  ابعاد مشکل را به مردم و مسئولین شناسانده  و بدیهی است در طی سال 88 اهل فرهنگ و مسئولان ، به صورت مشروح ، تمام مشکلات ناشی از اسراف  و عدم رعایت الگوی مصرف درست را نیز به مردم ایران معرفی خواهند کرد و برای رفع مشکل چاره ای خواهند اندیشید . آنچه که واضح است مردم ایران باید خود الگوی برجسته ای برای سایر ملل بوده و به احادیث پیامبر ص و معصومین ع و به آیات قرآن در زمینه مذمت اسراف  و تاکید بر میانه روی در خرج ، به دقت توجه نموده تا ضمن عمل به دستورات صریح دین مبین اسلام ، به تدریج از برکات صرفه جویی و عدم اسراف  و به دنبال آن رحمت های افزون الهی  بهره مند گردند  تا جایی که در آتی سایر کشورها ، ایران و ایرانیان را به عنوان  الگوی خود در مصرف صحیح ، معرفی نمایند.

    رهبر معظم انقلاب در بخشی از پیام خود ( و نیز در سخنرانی در جمع زائران حرم رضوی در اول فروردین 88 ) به برخی از موارد  عدم رعایت الگوی صحیح مصرف و نمونه هایی از اسراف در سطح فردی و جمعی  یا شخصی و دولتی اشاره نمودند  به عنوان مثال اینکه حدود 22 درصد آب آشامیدنی در سطح خانگی به هدر رفته در حالیکه برای آن هزینه های زیادی از ذخیره و انتقال صرف می شود  و اینکه شبکه انتقال آب هم به دلیل فرسودگی باید اصلاح گردد . یا در مصرف نان ، حدود یک سوم آن دور ریخته می شود که هزینه های سنگینی برای دولت و مردم خواهد داشت و نوعی کفران نعمت محسوب می گردد. در بخش انرژی  هم ایرانیان تقریبا" 2 برابر  متوسط جهانی ، از نفت ، گاز،گازوئیل ، بنزین ، برق و غیره مصرف می کنند که هزینه های میلیاردی آن را می شد در موارد مهمتر صرف نمود.

    ایشان به نگاه تجملاتی برخی مسئولان در سطوح مختلف اشاره نمودند که باید ابتدا مسئولان ، خود از تجملات و اسراف ، تزئینات ، سفرهای غیر ضروری و بی رویه  دوری گزینند و مسئولان دستگاهها را موظف نمودند تا از تولید تا مصرف و بازیافت ، نظارت و برنامه ریزی دقیق داشته تا از میزان اسراف و هدر رفتن ها جلوگیری شود.

    در کشور ایران شاخص شدت انرژی 8 برابر بیشتر از سایر کشورهای جهان است یعنی برای تولید یک محصول ، مقدار انرژی مصرف شده در ایران 8 برابر بیشتر از میانگین سایر کشور ها بوده که  باید  این شاخص شدت انرژی اصلاح گردد.

    از نظر مصارف شخصی ، فردی و خانوادگی متاسفانه چشم به هم چشمی ، تجمل گرایی ، هوس رانی افراد خانواده برای خرید چیزهای غیر ضروری مانند وسایل آرایشی ، مبلمان،تزئینات داخل خانه ، وسایل اضافی و غیره مشکلات زیادی را برای خانواده ها و کشور فراهم کرده و به جای سرمایه گذاری در امور مفید تولیدی ، کمک به فقرا و انفاق و زیاد شدن ثروت عمومی جامعه ،  به سوی اسراف گرایش یافته است ..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 0:37  توسط  داداشيان  | 

 با يک مسئله شروع مي کنيم : « ۳ چهارم  يک جعبه ي 24 تايي نوشابه برابر چند نوشابه مي شود ؟ »

ما در اين جا  مي خواهيم به حل نمادين آن بپردازيم و آن را به ضرب ارتباط بدهيم .

اما ابتدا بايد به اين مسئله بپردازيم که چرا مسائلي از اين نوع ، به عنوان ضرب در نظر گرفته مي شوند .اگر ما 5 جعبه  حاوي 24 نوشابه در اختيار داشته باشيم ، چگونه مي توانيم تعداد کل بطري ها را محاسبه کنيم ؟ معلوم است ! ضرب 24 * 5 را انجام خواهيم داد . به همين ترتيب ، براي 20 جعبه مي شود 24 * 20 ، براي 53 جعبه مي شود 24 * 53 و براي 3 چهارم جعبه مي شود     24  *   ۳ چهارم   

اکنون روش به دست آوردن  از 24 را مرور مي کنيم .ابتدا مجموعه را به بخش هاي مساوي 4 تايي تقسيم مي کنيم ( هر بخش حاوي 6 بطري نوشابه خواهد بود ) ؛ يا در واقع ،  از 24 را پيدا مي کنيم . به اين ترتيب ،  با 3 تا از اين قسمت ها ( يا 18 = 6 * 3 ) برابر خواهد بود .

         ?  =  24 * ۳ چهارم

6 = 24 * ۳ چهارم  

فکر کنيد:    ۳ چهارم   برابر است با 3 تا از اين قسمت ها يا 18 = 6 * 3

در نگاه اول اين روش با الگوريتم ضرب ( صورت در صورت ، مخرج در مخرج ) متفاوت به نظر مي رسد .ولي در واقع نتايج يکسان است :

18 =  ۷۲ چهارم =۳ * ۲۴ چهارم  =  ۲۴ یکم *۳ چهارم  = 24 * ۳ چهارم

يک روش براي پرداختن به اين مسئله ، استفاده از قانون تعويض پذيري است . چون 3 * 4 = 4 * 3 است . بنابراين ، مي توانيم بنويسيم

۳ چهارم * 24 = 24 *سه چهارم  .با اين که اين روش ساده تر به نظر مي رسد ، از اين طريق ، فرصت مناسبي را براي ارائه « معني » اين اعمال از دست مي دهيد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 23:41  توسط  داداشيان  | 

صفرها در حاصل تفريق

وجود صفر در حاصل تفريق توجه خاصي مي طلبد .اگر صفر در محل يکي ها ظاهر شود ، چندان دشواريي پيش نمي آيد .مانند 50 در اين مثال :

                                                                               0 5 8

                                                                               7 8 2  -

                                                                           

و به 4 ده تايي و 10 يکي تغيير نام مي يابد .وجود صفر در محل دهگان ها کمي دشوار است ؛ به خصوص وقتي که دسته بندي مجدد در محل يکي ها نيز ضرورت داشته باشد.

بيشترين دشواري در زمينه ي اعداد پيش مي آيد که بيش از يک صفر دارند .يک راه اين است که نامگذاري مجدد را چند بار تکرار کنيم ؛ يعني يک بار از صدگان ها به دهگان ها و بار ديگر از دهگان ها به يکان ها برويم :

        10  9                                    10  9                         

          10 4                                     10 4                                10 4

        0 0 5                        0 0 5                      0 0 5                         0 0 5

        7 5 2 -                      7 5 2  -                   7 5 2 -                      7 5 2 -

 

تجاربي که ر زمينه ي ارزش مکاني کسب شده است ، در آماده کردن کودکان براي مواجهه با اين مسايل ، اهميت مي يابد .آنان بايد به وضوح درک کرده باشند که 500 را مي توان به صورت 4 صدتايي و 10 ده تايي يا 4 صتايي ، 9 ده تايي و 10 يکي نامگذاري مجدد کرد .اگر اين آگاهي حاصل شده باشد ، نياز به چند بار نامگذاري مجدد در مقابله با اعدادي که چند صفر دارند ، احساس خواهند کرد و مي توانند همه ي نامگذاري ها رادر يک مرحله انجام دهند :

                                                             0 1  9  4

                                                              0 0  5

                                                              3 8  2 -

                                                                                49 ده تايي و 10 يکي = 500

( در مثال ديگري مانند 39 – 207 ، آنان مي توانند 207 را در يک مرحله به صورت 19 ده تايي و 17 يکي بنويسند .اين عمل هميشه براي همه ي کودکان واضح نيست و بايد به آن هايي که در اين کار ضعيف هستند اجازه داد آن را در چند مرحله انجام دهند .)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 22:37  توسط  داداشيان  | 

شايد تدريس درس تاريخ براي معلمان امري آسان و عادي باشد و بيشتر مواقع به داستان گويي و سخنراني در اين مورد پرداخته شود .در حالي که اين کلاس مي تواند با فيلم هاي آموزشي و کتاب هاي مربوط به ان پربارتر گردد .

درس زندگي انسان در گذشته هاي دور

اين درس براي بچه ها بسيار غير ملموس است .چون تصور آن ها از انسان هاي اوليه و زندگيشان طوري است که نمي توانند به درستي درک کنند آن ها بدون مسکن ، زير انداز و روانداز ، و ظرف ها و وسايل پيشرفته زندگي مي کرده اند . اين سؤالات همواره در اين درس از سوي بچه ها مطرح مي گردد :

-آن ها چه طور به حمام مي رفته اند ؟

- چگونه به نظافت نوزادان مي رسيده اند ؟

- چطور غذا مي پخته اند ؟

- تقسيم کار در آن زمان چگونه به وجود آمد ؟

- چطور حرف مي زدند و منظور خود را بيان مي کرده اند ؟

-چطور مي فهميده اند که کسي مرده است و بايد او را دفن کنند ؟

- 00000000000

اين سؤالات بديهي است .براي شروع درس ابتدا مي توان از آن جا شروع کرد که به بچه ها يادآوري کنيم به وسايلي که دور و برشان است و براي راحتي آن ها ساخته شده توجه کنند . و بعد به آن ها بگوييم چه چيزهايي دوست دارند اختراع کنند و براي چه ؟ جواب هاي بچه ها در اين مورد جالب خواهد بود .مثل اختراع نقاله اي که در اتاق ها قرار گرفته و بدون آن که آن ها راه بروند ،روي آن نشسته و آن ها را به مقصد مورد نظر در خانه برساند . بايد به آن ها گفت : « در ابتدا هم انسان هاي اوليه وسايل خود را اين گونه اختراع کرده اند ، ابتدا به آن نياز پيدا کرده و با استفاده از عقل و شعوري که خدا به آن ها داده است شروع به ساخت وسايل مورد نياز خود از سنگ و چوب کرده اند ، و رفته رفته پيشرفت و تکامل در آن ها پديد آمده است .»

از آن ها تحقيق بخواهيد .اما شما خودتان هم در اين تحقيقات همراهيشان کنيد .با هم به کتابخانه برويد ( گردش تحقيقاتي ) کتاب هاي معرفي شده را با هم ورق زده و عکس هاي انسان هاي نخستين و وسايل و ابزار آن ها را برايشان معرفي کنيد .( شکل انسان نخستين ، حدسياتي است که دانشمندان از فسيل ها به دست آورده اند و نظرياتي در مورد تکامل انسان نيز برآن تأثير گذاشته است .)

نمايشي از دورن سنگي در کلاس اجرا کنند و حدسياتي که در اين مورد دارند با نمايش ارائه دهند .و بعد نشان دادن اين موضوع که اولين روستاها چگونه به وجود آمد و..... در کلاس من اين نقش ها اجرا شد .

بچه ها معني تقسيم کار را به درستي متوجه نمي شدند .وقتي نمايش ترتيب داده شد و نقش ها شکل گرفت ، در اخر کار آن قدر خنديده بودندکه اشک از چشمانشان جاري بود .يکي کشاورز و ديگري شکارچي ، يکي وسايل کشاورزي مي ساخت و ديگري بچه داري مي کرد و....يک دنيا شور و شادي .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 5:41  توسط  داداشيان  | 

من يک معلمم .

لحظه اي به دنيا آمدم که نخستين سؤال بر زبان يک کودک جاري شد.

من مردمان بسيار در جاهاي بسيار بوده ام .

من سقراطم که جوانان آتن را هدايت کرد تا از طريق پرسش افکار جديد را کشف کنند .

من آن سوليوان هستم که اسرار خلقت را با لمس دست گشوده ي هلن کلر به او آموخت.

من هانس کريستسن آندرسن هستم که با داستان هاي بي شمار حقيقت هايي را به کودکان ارائه کرد .

من مار واکالينز هستم که براي احياي حق تحصيل براي همه ي کودکان مبارزه کرد .

من مري مک کلود بي تون هستم که براي مردم من کالج بزرگي ساخت و از جعبه هاي پرتقال به جاي ميز استفاده کرد ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:54  توسط  داداشيان  | 

مي دانيم که خود شناسي مقدمه ي خدا شناسي است .شما چه قدر در شناخت دانش آموزان نسبت به « خودشان » به آن ها کمک مي کنيد ؟ چه راه هايي در نظر داريد ؟

امسال من از بچه ها خواستم که در مورد خودشان تحقيق کنند و آن را به صورت يک کلاژ دربياورند .البته اين يک قدم کوچک در اين زمينه بود نه کلّي . يک ماه به آن ها فرصت دادم تا مطالبشان را جمع آوري کنند و سپس آن را به کلاس ارائه دهند .نتيجه بسيار عالي بود .زحماتي که براي شناخت بهتر خودشان کشيده بودند قابل توجه بود . سؤال من در اين زمينه از آن ها اين موارد بود :

1-   من کي هستم ؟

2-   کجا زندگي مي کنم ؟

3-   دوستانم ......؟

4-   بهترين دوستم ...؟

5-   حيوان و گياه خانگي مورد علاقه ام... ؟

6-   وقتي بزرگ شوم .......؟

7-   سرگرمي ها ......؟

8-   بهترين اتفاقي که تا به حال برايم افتاده .......؟

9-   بامزه ترين اتفاقي که تا به حال برايم افتاده .......... ؟

10-   بدترين اتفاقي که تا به حال برايم افتاده .....؟

11-   جايي که زندگي مي کنم ....؟

12-   انجمني که در آن عضو هستم .......؟

آن ها در پايان ماه گذشته کلاژها را به مدرسه آوردند و هر کدام در مورد آن ها توضيح دادند .عکس ها را در پايين ببينيد .

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 17:27  توسط  داداشيان  | 

من مي توانم  خوب ، بد ، خائن ، وفادار، فرشته خو يا شيطان صفت باشم ،

من مي توانم تو را دوست داشته باشم يا از تو متنفر باشم ،

من مي توانم سکوت کنم ، نادان يا دانا باشم ،

زيرا من يک انسانم و اين ها صفات انساني است .

و تو هم به ياد داشته باش :

من نبايد چيزي باشم که تو مي خواهي ،

من را خودم از خودم ساخته ام ،

تو را ديگري بايد برايت بسازد .

و تو هم به ياد داشته باش :

مني که من از خود ساخته ام ، آمال من است ،

تويي که تو از من مي سازي آرزوهايت يا کمبودهايت هستند.

لياقت انسان ها کيفيت زندگي را تعيين مي کند نه آرزوهايشان و من متعهد نيستم که چيزي باشم که تو مي خواهي و تو هم مي تواني انتخاب کني که من را مي خواهي يا نه ولي نمي تواني انتخاب کني که از من چه مي خواهي .مي تواني دوستم داشته باشي همين گونه که هستم و من هم .مي تواني از من متنفر باشي بي هيچ دليلي و من هم ، چرا که ما هر دو انسانيم .

اين جهان مملو از انسان هاست ، پس اين جهان مي تواند هر لحظه مالک احساسي جديد باشد.تو نمي تواني برايم به قضاوت بنشيني و حکمي صادر کني و من هم ، قضاوت و صدور حکم بر عهده ي نيروي ماورايي خداوندگار است .دوستانم مرا همين گونه پيدا مي کنند و مي ستايند ،

من قابل ستايشم و تو هم.

يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد به خاطر بياوري : آن هايي که هر روز مي بيني و مراوده مي کني همه انسان هستند و داراي خصوصيات يک انسان ، با ظاهري متفاوت ، اما همگي جايزالخطا .

نامت را انساني باهوش بگذار؛ اگر انسان ها را از پشت ظاهرهاي متفاوتشان شناختي ، و يادت باشد که کاري نه چندان راحت است .

از زندگي هر آن چه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آن چه آرزويش را داريم.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 10:48  توسط  داداشيان  | 

براي پيدا کردن جواب هاي مربوط به درس گياهان احتياج به کارشناس مخصوص به خود ، ضروري مي نمود .از جهاد کشاورزي شهر وقتي گرفتم و بچه ها را به آن جا بردم .خيلي استقبال خوب و صميمانه اي داشتند و جا دارد از آقاي مهندس حاج آقايي و خانم گنج خانلو هم نهايت قدرداني را به عمل آوريم .

ابتدا آقاي حاج آقايي در يک کلاس به تک تک سوالات بچه ها پاسخ داد و واقعا چه قدر خوب حوصله به خرج دادند .

بعد به مزرعه رفتيم و در مورد گياهان آن جا هم توضيحات لازم داده شد .

در آخر هم سنگ تمام گذاشتند و با يک پذيرايي ما را شرمنده کردند تا به قول خودشان بچه ها با خاطره ي خوش از آن جا بروند .

واقعا از تلاش و همکاري صميمانه ي جهاد کشاورزي بسيار متشکر و ممنونيم

بچه ها در کلاس

نمايشگاه ادوات و محصولات کشاورزي

 

مزرعه ي جهاد کشاورزي

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 21:41  توسط  داداشيان  | 

 

روزي رئيس يک شرکت بزرگ به دليل يک مشکل اساسي در رابطه با يکي از کامپيوترهاي اصلي مجبور شد با منزل يکي از کامندانش تماس بگيرد .بنابراين ،شماره ي منزل او را گرفت .کودکي به تلفن جواب داد و نجواکنان گفت :

" سلام "       رئيس پرسيد : " بابا خونه اس ؟"

  صداي کوچک نجواکنان گفت : " بله "  

 - مي توانم با او صحبت کنم ؟                کودک خيلي آهسته گفت : " نه "

 رئيس که خيلي متعجب شده بود و مي خواست هر چه سريع تر با يک بزرگسال صحبت کند ، گفت :

" مامانت اونجاس ؟"                    - بله      - مي توانم با او صحبت کنم ؟  

 دوباره صداي کوچک گفت : " نه " 

 رئيس به اميد اين که شخص ديگري در ا« جا باشد که او بتواند حداقل يک پيغام بگذارد پرسيد : " آيا کس ديگري آن جا هست ؟ "  

 کودک زمزمه کنان پاسخ داد  : " بله ، يک پليس "

رئيس که گيج و حيران مانده بود که يک پليس در منزل کارمندش چه مي کند ، پرسيد : " آيا مي توانم با پليس صحبت کنم ؟ "

کودک خيلي آهسته پاسخ داد : " نه ، او مشغول است . "

-         مشغول چه کاري است ؟

کودک همان طور آهسته باز جواب داد : " مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان "

رئيس که نگران شده بود و حتي نگراني اش با شنيدن صداي هليکوپتري ار آن طرف گوشي به دلشوره تبديل شده بود پرسيد : " آن جا چه خبر است ؟ "

کودک با همان صداي بسيار آهسته که حالا ترس آميخته به احترامي در آن موج مي زد پاسخ داد : گروه جست و جو همين الان از هلي کوپتر پياده شدند  ."

رئيس که زنگ خطر در گوشش به صدا در آمده بود ، نگران و حتي کمي لرزان پرسيد : " آن ها دنبال چي مي گردند ؟ "

کودک که همچنان با صدايي بسيار آهسته و نجوا کنان صحبت مي کرد با خنده ي ريزي پاسخ داد :

  " من " .

منبع : مجله ي موفقيت      نيلوفر  مومن خاني

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 23:41  توسط  داداشيان  | 

سلام

نظر به اين که وبلاگ ابنجانب مقام رتبه ي برتر در استان را در سال جاري به خود اختصاص داد ، بر خود لازم ديدم که از دوستان و همکاران ارجمندم که در اين راه مرا ياري فرمودند تشکر کنم .

وبلاگ بسيار پرمحتوا و مفيد معلمان اثر بخش و کارآمد آقاي حميدرضا ترکمندي

http://www.moallem1.blogfa.com//    که همواره با رهنمودهاي ارزشمندشان ، حق استادي برگردن من دارند .

وبلاگ دوست و استاد خوبم خانم  مهري طهماسبي  ترانه هاي کودکان

http://www.taranehaykoodakan.blogfa.com/

سايت مديريت مدارس http://www.pira.blogsky.com/

هنرجو     آقاي اينانلو http://honarjo.com/

آموزگار          آقاي شکرانهhttp://sohrabshokraneh.blogfa.com//

بابا آب داد        آقاي موسوي               http://www.babaabdad.blogfa.com/

بچه ها کلاس اولي من     خانم فريده فلاح فيروز آبادي http://www.class-avvali.persianblog.ir/

قيل و قال مدرسه               آقاي قرباني http://madrece.blogfa.com/ 

وکام ۲              آقای مرادی      http://www.vecam2.blogfa.com/

و همين طور با تشکر ازمسول روابط عمومي آموزش و پرورش شهرستان ابهر آقاي صادقي

و ديگر دوستان که با راهنمايي ها و نظرات ارزشمندشان همواره مشوق من در اين زمينه بوده اند .

براي همه آرزوي پيروزي و سلامتي دارم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 7:36  توسط  داداشيان  | 

هر وقت به ما مي گويند بخشش فقط ياد بخشش مادي مي افتيم .کتابي خواندم از« بيل کلينتون » با عنوان بخشش با ترجمه ي سعيد هابيل امير خيز که انواع بخشش را به ما مي آموزد . قسمتي از آن را مي خوانيد .

وقتي کاخ سفيد را ترک کردم ، متوجه شدم مي خواهم باقي زندگي ام را صرف بخشش وقت ، پول و توانايي هايم بکنم ؛ آن جا که ارزش تلاش دارد و مي توام تغييري ايجاد کنم .دقيقاً نمي دانستم چه خواهم کرد، اما مي خواستم براي نجات زندگي ها و حل مشکلات مهم ياري بخش باشم و شانس رسيدن به روياها را به جوانان بيشتري بدهم .به خاطر زندگي  شگرف و نادري که مردم آمريکا به من بخشيده بودند خود را ملزم به انجام اين کارها مي دانستم .  بيشتر زندگي ام صرف فعاليت هاي سياسي شده بود و سياست بيشتر نوعي « گرفتن » است تا بخشيدن ؛همواره بايد حمايت ، همکاري و نظر ديگران را جلب کني که اگر حسن نيت نشان دهي اينامر محقق مي شود .اما هيچ انسان عاقلي نمي تواند اين کاررا آن چنان که من انجام دادم ، انجام دهد و به اين نيانديشد که براي متعادل کردن کفه ي ترازو در اين تعامل ، بايد هر چه بيشتر از منافعش بگذرد .گذشتهاز اين همچون بسياري از مردم که مي خواهند خوشبختي و رضايت خاطر ناشي از بخشش معنوي را داشته باشند فکر مي کردم از اين کار لذت خواهم برد .در اين راه  به جايي رسيدم که علاوه بر مراقبت از خانواده و بودن با آن ها و دوستانم بايد به بزرگترين دغدغه ام مي پرداختم .بايد تمام تلاشم را مي کردم تا جوانان قبل از آن که به پايان زندگي برسند ، شانس رسيدن به کمال راداشته باشند .........

بخشش زمان

مادامي که همه ي ما به يک اندازه ثروت نداريم ،دسترسي يکساني به بيست و چهار ساعت هر روزمان نداريم .پس بعضي افراد وقت آزاد خيلي کمتري از ديگران دارند . تقريبا همه مي توانند فرصتي را براي بخشش به وجود بياورند .موهبت زمان مي تواند بعضي اوقات ارزشمندتر و رضايت بخش تر از پول باشد.چنان که آمريکايي ها به شما خواهند گفت که چه کسي براي پناهگاه بي خانمان ها و يا مرکز خانواده هاي دچار مشکل داوطلب شده ، براي افراد پير روي چرخ غذا آورده ، براي خريد همسايه ي پير به خوار و بار فروشي رفته ، در انجام وظايف غير پزشکي بيمارستان ها کمک کرده ، به دانش آموزان درس خصوصي خواندن يا رياضي داده ، مربي بچه ها در محله هاي فقير شده تا به آن ها در آمادگي براي کالج و موفقيت در زندگي کمک کند ، به عنوان يک داوطلب امري کورپ

   خدمت کرده يا در زمان سيل کيسه هاي شن را روي هم جمع کرده است .      آن چه شما نسبت به بخشش زمانتان انجام مي دهيد ، به ميزان زماني که براي بخشيدن داريد ، چيزي که مي دانيد و بيشتر از همه به چيزي که واقعاً برايتان مهم است بستگي دارد .تعداد اندکي ، عمري را و عده اي يک يا دو سال را معمولا ً در اوايل زندگي يا بعد از سال ها کار در باز نشستگي صرف خدمت به ديگران مي کنند .بيشتر افراد چند هفته در سال و ميليون ها نفر ساعتي يا بيشتر را در هفته وقف مي کنند.در ايالات متحده تقريبا ًپنجاه و پنج درصد بزرگسالان ، نزديک به هشتاد و چهار ميليون نفر ، زماني در سال را وقف مي کنند..مجموع زمان هاي وقف شده ، متجاوز از زمان کار نُه ميليون کارمند تمام وقت است که ارزشي برابر با دويست و سي و نه ميليارد دلار دارد .آمريکايي ها در سال 2005 تقريباً به اندازه ي دويست و شش ميليون دلار کمک نقدي کردند .اگر هر کسي زماني را که مي توانست مي بخشيد به ميليون ها نفر کمک مي شد ..........                                                                                   

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 22:30  توسط  داداشيان  |