آموزش ابتدايي زير بناي آموزش و پرورش

ارائه ي روش هايي براي مؤثر بودن آموزش

بوی ماه مهر

( من عاشق پاییزم ، با اون همه رنگ های قشنگ و هوای دلپذیرش )

 

حالا که به بازگشایی مدارس چیزی نمانده ، دلهره و اضطراب من از بچه ها بیشتر است . این که با چه برنامه ای وارد کلاس شوم و چه راه هایی را برای آمادگی بچه ها در روزهای اول مدرسه در اولویت قرار دهم ، باعث شده که فکر من مشغول شود . دیروز تصمیم گرفتم از کتاب خانه ی خودم شروع کنم ! خوب ، ربطش هم این است که کتاب ها و مجله هایی که آن ها را لازم دارم درهم ریخته بود و برای پیدا کردن یک کتاب باید کمی وقت صرف می کردم .این بود که آن ها را ریختم پایین ! و بعد با دسته بندی خاصی آن ها را سرجایشان می چیدم . نکات جالبی که در این بین اتفاق افتاد و باعث شد من دوبار سرشوق بیایم و مثل بچه ها بالا پایین بپرم، دیدن کتاب های خودآموز ریاضی بود . وقتی چشم من به اسم نویسنده ی آن افتاد مثل این که گنجی یافته باشم ، ازجایم پریدم و با خوش حالی گفتم :  نویسنده ی این کتاب آقای" میر شهرام صدر " است !، همان که دبیر علمی کنفرانس ریاضی بود و من ایشان را از نزدیک دیدم ! دیدم همه بهت زده مرا نگاه می کنند و برایشان معنا نداشت که دیدن این نویسنده از نزدیک همچین هیجانی داشته باشد .به آن ها حق دادم من باید احساساتم را کنترل کنم ! مجله ها و کتاب ها مرتب دسته بندی می شدند که من به کتابی برخوردم که آن را قبلا خوب خوانده بودم .دوباره چشمم به اسم نویسنده ی آن خورد ! " دکتر شهرام محمدخانی " .... وای ! من همین تازگی از ایشان مقاله ای خواندم و خیلی خوشم آمدبا عنوان " مدارس بهترین مکان برای پیشگیری از اختلالات " در مجله شوق تغییر، پس من قبلا از وی کتابی هم خوانده بودم ؟ ... چه جالب ! (دیگه کسی کنارم نبود تا سرزنشم کنه  ) اسم این کتاب " مشکلات روانی و رفتاری دانش آموزان " بود .خلاصه امروز آرام تر از دیروز هستم .چون این نظم باعث شده کمی خیالم راحت باشه . برای هفته ی اول هم تصمیم دارم " کیف شخصیتی من " ( از کتاب کاربرد هوش های چندگانه ، دکتر محرم آقازاده و افسانه سنه ) را به بچه ها معرفی کنم تا انجامش بدهند . مهارت های پایه ای ریاضی و نوشتن را با آن ها کارکنم و یک جلسه هم با اولیا در طی هفته ی اول مهر برای ارائه ی برنامه ها و شنیدن سخنان آنان . چند تا آرزو داشتم برای امسال : 

1- خانم افسانه رحیمی امسال مهمان مدرسه ما می شدند .

2- بتوانم کتاب خانه کلاسم را به بهترین وجه فعال نگه دارم .

3- به ژاپن سفر کنم .

4- یک اتوبوس مدرسه داشتیم که خودم هم راننده اش بودم و بچه ها را هروقت می خواستم به گردش های علمی ببرم .

5- یک ربات داشتم که کارهای خانه را انجام می داد تا من بیشتر کتاب بخوانم .( گرچه اگر کارهای خانه نباشد من افسردگی حاد می گیرم ! )

6- اگرزیاد آرزو کنم به هیچ کدام نمی رسم .فعلا تمرکزم روی همین هاست ...

7-برای همه آرزوی سلامتی و موفقیت دارم .


برچسب‌ها: مدرسه, نویسندگان, کتابخانه, آرزو

[ بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

کنفرانس آموزش ریاضی

اعتراف می کنم که هیچ کدام از کتاب های دانشگاهی من حتی یک خط کوچک زیر کلمه هم نداشتند . کتاب ها در کلاس تدریس می شد و من هم آرام و بی صدا گوشه ای می نشستم و به مرور آن ها می پرداختم و اگر نمونه سؤالی بود که جواب هایشان را پیدا می کردم و می خواندم .اما از نوشتن و خط کشیدن هیچ خبری نبود و هرکسی می توانست کتاب های دانشگاهی مرا به امانت بگیرد و مثل یک کتاب نو از آن استفاده کند . ( خیلی از آن ها برنگشت !  .

اما این عکس ها را ببینید و خودتان قضاوت کنید .( در پایین صفحه که نوشتن های مداوم را در کنار صفحه نشان می دهد ) گاهی بعضی مطالب چقدر می تواند ذهن تو را به چالش بکشد و تو را تشویق به مطالعه ی بیش تر کند ،‌راه های جدیدتری به ذهن تو برساند و درگیر خوانده هایت کند تا مدت ها .... من قبل از شرکت در " کنفرانس آموزش ریاضی " ، مجله ی شوق تغییر 12 را خوانده بودم و قبلا هم در یکی از پست ها نوشتم که گفت و گو با دکتر سیف برایم خیلی جالب بود . نوشته ی دکتر مهرنوش هدایتی را هم خواندم و نوشتم که آموزش فلسفه به کودکان درست نیست ، بلکه خودمان باید در مورد فلسفه قادر و توانمند شویم تا بتوانیم سقراط وار سوالات بچه ها رابه چالش بکشانیم . کارگاه ها و سخنرانی هایی که در این کنفرانس دیدم و از بیش تر آن ها هم استفاده کرده و لذت بردم ، موضوع هایی مشابه مقالات درج شده در شوق تغییر را داشت و من مدام در بین سخنان دست به مقایسه و چالش کشیدن جلاتی که خوانده بودم ، می زدم . وقتی به خانه رسیدم دوباره نوشته ها را خواندم و آن وقت نتیجه گیری بهتری از کنفرانس داشتم .اول عکس ها را ببینید و بعد به ادامه ی مطلب رفته و گفته های مرا از کنفرانس بخوانید .البته اگر علاقه دارید .

 

        

 

گاهی برنامه هایی که باید اجرا شوند را هم در کنار همین صفحه ها می نوسم تا فراموش نکنم .چون همین نوشته ها این برنامه ها را به ذهن من آورده است .

 


برچسب‌ها: مجله شوق تغییر, کنفرانس آموزش ریاضی, استفاده از فلسفه با کودکان, روش های تدریس ریاضی
ادامه مطلب

[ بیست و سوم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

یک کنفرانس ، یک دیدار ، یک خاطره

وقتی خانم عباسی مهربان (یار مهربانم) ، از برگزاری کنفرانس ریاضی در وبلاگش نوشت و از معلمان دعوت کرد تا در این کنفرانس شرکت کنند ، من هم دست به کار شدم .چون این بار از معلمان ابتدایی هم دعوت شده بود تا در مورد تدریس ریاضی و چالش های آن بنویسند . غیر از این که می توانستم در این کنفرنس شرکت کنم و از تجربیات معلمی بیش تر بدانم ، خوش حال بودم که دوستان وبلاگ نویسم را که فقط در محیط مجازی برایشان پیام می نوشتم را ببینم . این دیدار میسر شد و روزهای خوش و خاطره انگیزی را برایم رقم زد . روزهایی پر از تجربه و یادگیری . اساتید بزرگواری که با آن ها روبرو شدم و واقعا دوست داشتنی و قابل احترام هستند که در ادامه اسامی شان خواهد آمد .آقای مجدفر هم لطف کرده بودند و پیشنهاد نشست معلمان وبلاگ نویس را به دبیر علمی همایش - آقای صدر -داده بودند که خوشبختانه پذیرفته شد و این جمع فراهم آمد .البته خانم عباسی و خانم گودرزی هم در این راه تلاش زیادی داشتند و پیگیر ماجرا بوده و دعوتنامه را در دانشگاه در تابلو اعلانات و در جاهای مختلف به نمایش گذاشتند تا به اطلاع همه برسد. انعکاس خوبی هم داشت . من در کارگاه ها و میزگردهایی که موضوعشان مورد علاقه ام بود .البته خانم عباسی و خانم دائمی و خانم قریشی و خانم گیلانی و خانم گودرزی - دوستان عزیزم - همراهم بودند و واقعا جمع دلپسندی بود . گرگانی های خونگرم و مهربان که تا آخرین لحظه مرا " آسمان " صدا زدند ( خانم گیلانی هم آرزو داشت زودتر به زمین برسم ! ) و در همه جا هوای من رو داشتند . هم خوابگاهی های من دو معلم بسیار جوان و پرشور و باانرژی از اردبیل بودند که برایم جای خوشوقتی داشت. خداحافظی هم سخت بود و امید دیدار دوباره آرزوی همه ی ما بود . امیدوارم این اتفاق به زودی بیافتد .

در مورد سخنرانی ها و کارگاه ها در پست بعدی می نویسم .


برچسب‌ها: خاطره, کنفرانس ریاضی

[ بیست و سوم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

توجه کنید !

..................

به ساعت فیزیولوژیک و ساعت بهره وری مغز هم توجه فرمایید. به اصل تنوع خواهی مغز انسان هم توجه فرمایید. به اصل پارادوکس خواهی کودک و نوجوان در دو ساعت پی در پی توجه فرمایید.( دو درس سخت پشت سر هم، باعث کاهش و حتی قطع ارتباط سیناپسی منطقه یادگیری و انگیزشی مغز می گردد)..........

 

این مطلب را در این وبلاگ بخوانید :

 

مشـــــــــــــــــاور ششمی هـــــــــــا


برچسب‌ها: معرفی وبلاگ, برنامه درسی, ساعت بهره وری مغز, کودکان

[ بیست و یکم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

کور اولموش !

      

 

"مدرسه ی موش ها "می تونه برای هر کودک دیروزی - مثل من - پر از حس شادی و خنده باشه . یک برنامه ی عروسکی با شخصیت های بامزه اش که سال ها در ذهن ما جا خوش کرد و تا جایی که یادم میاد به آدم های شکمو می گفتیم : " کُپُل " و به آدم های زودرنج و حساس می گفتیم : " نارنجی "!  . متن آهنگی هم که اولش پخش می شد که دیگه جای خود داشت .هر وقت حوصله مون سر می رفت و یا صدایی می شنیدیم و یا می خواستیم بگیم که دیوار موش داره و موش هم گوش ، ادای اون موشه با گوش های بزرگ به یادمون می افتاد و با هم می خوندیمش .و یا خواب آلود که تازه با آواز و صدای گرفته اش ، تحریر هم می زد !!

این برنامه قبل از کلاه قرمزی ، وقتی تونست تو دل کوچک و بزرگ جا پیدا کنه به صورت یک فیلم ساخته شد به اسم " شهر موش ها " و خیلی ها رو به سینما کشوند . خیلی جالب بود . حالا خانم برومند واقعا خلاقیت به خرج دادند در مورد اسم موش هایی که جدیدا در سری جدید شهر موش ها به کار برده شده اند . یکیش که همه با شنیدن اسمش ،‌یاد اسم " فرنوش " می افتند و برایشان آشناست ، در این فیلم عروسکی گفته میشه : " فرموش " .یعنی یک جور تداعی معنی پیش میاد . اما اسمی که برای من و کسانی که زبان مادری شان ترکی است ، خیلی جالب و خنده دار بود ، « کوراولموش » که در فیلم برای بازی موش ها ، « کوراول موش » بود . خانم برومند چه کاری کرده با این اسم . این کلمه در ترکی به معنی " کور شده " است و بچه که بودیم موقع بازی وقتی به دیواری ، ستونی و یا کسی برخورد می کردیم و یا پایمان به چیزی گیر می کرد و می افتاد و می شکست و یا پای کسی را لگد می کردیم و یا خلاصه بی دقتی می کردیم ، مادرمون با مهربانی خاصی !  بهمون می گفت : " آی کوراولموش " ! که اصطلاح فارسی اش میشه : " مگه کوری ؟!! " . خلاصه من با شنیدن این اسم کلی خندیدم .هم به خاطر ابتکار خانم برومند برای گذاشتن این اسم بر روی یک موش و هم برای یادآوری خاطرات کودکی . باید برم حتما فیلم رو ببینم ....


برچسب‌ها: مدرسه موش ها, کوراولموش, خاطرات

[ شانزدهم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

من چه سبزم امروز

 

دشت‌هايي چه فراخ!
كوه‌هايي چه بلند
در گلستانه چه بوي علفي مي‌آمد!
من در اين آبادي، پي چيزي مي‌گشتم:
پي خوابي شايد،
پي نوري، ريگي، لبخندي.

پشت تبريزي‌ها
غفلت پاكي بود، كه صدايم مي‌زد.

پاي ني‌زاري ماندم، باد مي‌آمد، گوش دادم:
چه كسي با من، حرف مي‌زد؟
سوسماري لغزيد.
راه افتادم.
يونجه‌زاري سر راه.
بعد جاليز خيار، بوته‌هاي گل رنگ
و فراموشي خاك.

لب آبي
گيوه‌ها را كندم، و نشستم، پاها در آب:
"من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است!
نكند اندوهي، سر رسد از پس كوه.
چه كسي پشت درختان است؟
هيچ، مي‌چرخد گاوي در كرت
ظهر تابستان است.
سايه‌ها مي‌دانند، كه چه تابستاني است.
سايه‌هايي بي‌لك،
گوشه‌اي روشن و پاك،
كودكان احساس! جاي بازي اين‌جاست.
زندگي خالي نيست:
مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست.
آري
تا شقايق هست، زندگي بايد كرد.

در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بي‌تابم، كه دلم مي‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه.
دورها آوايي است، كه مرا مي‌خواند."

 

سهراب سپهری


برچسب‌ها: شعر, سهراب سپهری

[ چهاردهم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

معلم دیروز،امروز و فردا

بحثی كه امشب فشرده می خواهم خدمتتان عرض كنم زمینه وسیعی دارد همین بعدی كه امشب دارم دنبال می كنم، كه در ارتباط با آیات قرآن كریم است، واقعاً از جالبترین بحثها و زنده ترین بحثهای امروز دنیا در زمینه انسان شناسی است ..........

لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید :


برچسب‌ها: معرفی کتاب, نقش آزادی در تربیت کودکان, دکتر بهشتی, معلمان, پدران و مادران
ادامه مطلب

[ دهم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

دکتر علی اکبر سیف

 

آن ها که "شوق تغییر " دارند ، به نظرم این مصاحبه را در این مجله خوانده اند . مصاحبه ای که به دل و جان می نشیند صحبت هایش ... . گفت و گو با دکتر علی اکبر سیف و آشنا شدن با اندیشه هایشان که آقای اصلانی در نوشته ی خود ایشان را از شاخص ترین اساتید روان شناسی تربیتی در ایران و نویسنده ی شناخته شدن ترین اثر در این حوزه - " روان شناسی تربیتی " - می شناسند . ( در نوشته ی آقای اصلانی آمده است این کتاب از سال 1355 تاکنون ، بیش از 50 بار در ایران به چاپ رسیده است ) و باز هم در مورد ایشان اضافه کرده اند که : " کسانی که با دکتر سیف از نزدیک آشنا هستند ،‌می دانند که او انسانی جدی ،‌دقیق ،‌پویا و دانشمند است .بعد از 4 دهه تدریس ، تألیف ،‌ترجمه و فعالیت های پژوهشی ،‌هم چنان به طور فعال می نویسد و به ویرایش کتاب هایش می پردازد . .... " 

این گفت و گو از سؤالی شروع شده است که معلوم می شود دکتر سیف از سال 1352 تدریس در رشته ی روان شناسی تربیتی را در ایران شروع کرده اند . ایشان در جواب سؤال اول بیان داشته اند که : " اوایل دهه ی 70 که در آمریکا تحصیل می کردم و اواخر همان دهه که به ایران آمدم ،‌تقریباً کل روان شناسی و از جمله روان شناسی تربیتی ، زیر نفوذ رفتار گرایی بود.ربع چهارم قرن بیستم میلادی ،‌زیر نفوذ شناخت گرایی رفت ، ولی نه روان شناسی شناختی سنتی مثل گشتالت ،‌آزوبل و ...، بلکه آن چه تحت عنوان نظریه ی پردازش اطلاعات یا خبرپردازی مطرح است ، چنین تغییری ،‌به دلیل فراگیر شدن کامپیوتر بود.در هم آمیزی کامپیوتر و نظریه های روان شناسی، روان شناسی خبرپردازی را پدید آورد که تا اواخر قرن بیستم میلادی سیطره داشت . نهضت جدید در حال گسترش نظریه های سازنده گرایی یا ساختن گرایی است که هم رفتارگرایی و هم شناخت گرایی ( خبرپردازی ) را پس زده است و با هیچ کدام نظر موافقی ندارد . نظریه های جدید برخاست از فلسفه ی پست مدرنیسم هستند و بر یادگیری به وسیله ی شاگرد تأکید خیلی عمده ای دارند .می توان گفت این نظریه ها یک انقلاب واقعی در آموزش و پرورش ایجاد کرده اند و حاکمیت و محوریت آموزش را از معلم گرفته اند و او را به صورت یک راهنما ، هدایت کننده منبع اطلاعات درآورده اند .در این نظریه ها تأکید می شود شاگرد است که بخواهد یاد بگیرد و فعالیت کند . "

 دو قسمت از این مصاحبه برایم قابل توجه بود و اطلاعاتی داشت که مهم به نظر می رسید ،‌گرچه شما با خواندن این گفت و گو چنان که در یک کلاس مجازی قرار گرفته اید ، مسائلی را می شنوید و می خوانید که شوقی برای یادگیری بیش تر در شما ایجاد می کند . این دو قسمت را همراه با سوالی که از ایشان پرسیده شده در ادامه ی مطلب آورده ام . لطفا بخوانید :

 


برچسب‌ها: دکترعلی اکبرسیف, مجله شوق تغییر, توصیه به معلمان, روان شناسی تربیتی, رفتارگرایی
ادامه مطلب

[ هفتم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

معلمان و فلسفه

 

 نیازی نیست " فلسفه " را به کودکان آموزش دهیم ! آن ها خودشان فیلسوف زمانشان هستند . بهتر است ما معلمان اطلاعاتمان را بالاتر ببریم و از فلسفه و تاریخ آن بیش تر بخوانیم تا بتوانیم جواب پرسش های فلسفی بچه ها را بهتر و ساده تر بیان کنیم . هرچه قدر اطلاعات ما در این زمینه بیش تر باشد ، توانایی بالاتری در هدایت کلاس به هنگام پرسش های کودکان خواهیم داشت .


برچسب‌ها: فلسفه, کودکان, معلمان

[ دوم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

دانش آموزان ابتدایی چه سوالاتی می پرسند؟

[ دوم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

پوشه ی کار فقط محل تجمع اوراق امتحان کتبی نیست !

با توجه به این که این ذهنیت غلط در ابتدا برای بیش تر معلمان پیش آمد که به جای مقیاس های عددی کمی ، یک مقیاس کیفی در نظر بگیرند ( مثلا از 17 تا بیست را خیلی خوب و 14 تا 17 را خوب و ... در نظر می گرفتند ) در پوشه ی کار هم این ذهنیت اشتباه وجود دارد . ( در پست های قبلی از نوع بازخوردها صحبت شده است به برچسب های ارزشیابی توصیفی مراجعه کنید ) . اگر به پوشه های کار دانش اموزان نگاه کنید در ان ها تمام امتحانات کتبی که از آن ها گرفته شده و متاسفانه به روش بالا هم ارزشیابی شده است را خواهید دید . این معنی پوشه ی کار نیست ! نوعی سردرگمی معلم است . این پوشه را محل تجمع برگه های آزمون های کتبی نکنید . همین طور تجملاتی اش هم نکنید ( بعضی مدارس با چاپ برگه های جداکننده و زونکن ها و کلاسورهای گرانقیمت ، این پوشه ی پرمعنا را به چیزی تشریفانی بدل کرده اند ) من در پست های قبل نوشته ام که وقتی به بچه ها گفتم یک دفتر به جای پوشه کار با خود بیاورند ،‌خودشان قسمت های درسی را در دفتر مجزا کنند و وقتی تحقیق و پژوهش و نوشته ای و سوالی مطرح شد که نیاز به انجام فعالیت از طرف آن ها داشت ، در این دفتر انجام دهند نتیجه ی بهتری داشت. کارهایی هم که مستند کردنشان در پوشه ی کار امکان پذیر نیست ، در دفتر ثبت فعالیت ها توسط معلم با بازخورد مناسب نوشته می شود . ( در این دفتر فقط مشاهداتی که قابل استناد در پوشه ی کار نبوده نوشته می شود و همین طور موارد مهمی که در جمع بندی عملکرد دانش آموز مهم است ) .

 


برچسب‌ها: ارزشیابی توصیفی, پوشه ی کار, توصیه به معلمان

[ یکم شهریور 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

نوشته های همیشه تازه

مجله ی شوق تغییر 12 ، با کانون تغییر " جایگاه روان شناسی تربیتی در مدرسه " ، با این جمله از دکتر " علی اکبر سیف " آغاز می شود :

نقش معلم هیچ وقت حذف نمی شود ولی تغییر می کند 

 

در مورد جایگاه روان شناسی تربیتی در مدرسه ، خانم بزرگی ابراهیمی کار خوبی را انجام دادند و شروع به نظرسنجی از معلمان در این مورد کردند که البته از این که نتوانستم در این مورد نظر خودم را در وبلاگ ایشان بنویسم ، متاسف شدم . ( صفحه ی 34 با عنوان معلمان درباره ی روان شناسی تربیتی چه دیدگاهی دارند ؟ )به دلیل وجود چند کار همزمان به این موضوع نشد که برسم . اما وقتی مجله به دستم رسید و من فهرست را مثل همیشه اول نگاه می کردم ، چشمم به این مطلب افتاد و اول از همه هم آن را خواندم . ( برخلاف همیشه که اول یادداشت آقای تورانی را می خواندم ) .چون خودم علاقه مند بودم در این مورد نظرم را بنویسم ، این مطلب نظرم را جلب کرد و توانستم از این طریق به نظرات بعضی از معلمان دست پیدا کنم . با یک کتاب جدید هم در این زمینه آشنا شدم که آقای داود داوری معرفی کرده بودند و در فرصتی که به دست آید حتما تهیه می کنم . " روان شناسی تربیتی ای اسلاوین " ترجمه ی " یحیی سید محمدی .

در نظر داشتم برای خانم بزرگی ابراهیمی در مورد سؤالشان ، که درخواست کرده بودند بدون مراجعه به منبع جواب را ارائه دهیم ،  بنویسم  که نمی توانم این گونه جواب بدهم . خیلی خوب است که بتوانم برای هر صحبت و تجربه ای که دارم از کتاب های روان شناسی تربیتی هم کمک بگیرم . ( که البته نشد که بنویسم ! ) . در ادامه می خواهم کتابی را در این مورد به شما معرفی کنم که نامش روانشناسی تربیتی نیست ، اما می تواند در غنی کردن اطلاعاتی راجع به این مبحث ، منبع کاملی به شمار رود .

می توان گفت بعضی وقت ها نوشته هایی از نویسندگانی هستند که شما فکر می کنید در همین زمان و برای مسائل جامعه ی حاضر نوشته شده است . شما در نوشته هایی از این دست کهنگی را حس نمی کنید و هربار که می خوانید نکته های تازه و جالبی را پیدا می کنید که می توانید به جامعه ی حاضر هم تعمیم دهید .بدون اغراق ، یکی از این کتاب ها قرآن است دیگری نهج البلاغه  ، دیگری وصیت نامه ی امام خمینی ( ره ) ، و کتاب هایی که من از خواندنشان همیشه لذت می برم ، کتاب های شهید مطهری است . همیشه این حس تازگی و نو بودن در نوشته های ایشان هست .بخصوص آن که می بینید که چقدر ظریف و حساس به مطالعه ی کتاب های نویسندگان تعلیم و تربیت در تمام دنیا پرداخته و یکی یکی آن ها را در کنار هم قرار داده است و به نقد هرکدام پرداخته است . بعضی با شنیدن این اسامی ناخودآگاه فکرشان معطوف به مذهبی بودن و پرداختن به نوع عبادات می رود ، اما اگر منصفانه و بدون تعصب نوشته ها را بخوانید ، " راه زندگی " را در تک تک کلمات پیدا می کنید و به نظرم شادی و سرزندگی در تمام نوشته های آن ها وجود دارد . به طور حتم نویسندگان خارجی هم هستند که نوشته هایی از این دست دارند .با این که با بعضی از این کتاب ها سروکار داشتم اما متاسفانه اسامی آن ها در خاطرم نیست .

" کتاب تعلیم و تربیت در اسلام " شهید مطهری تاثیرگذارترین کتاب ها بوده است برای من برای پیدا کردن روش هایی که بتوانم با آن به بچه ها مهارت های زندگی و ارزش " خودشان " را بیاموزم . این موضوع می تواند برای تمام بچه های دنیا باشد و این مسائل جهان شمول است و برای عده ی خاصی نیست . لطفا به فهرست مطالب این کتاب توجه کنید :

بخش اول : پرورش عقل ، تربیت عقلانی انسان ، پرورش استعدادها، مسئله ی عادت ، فعل اخلاقی 1 و 2 و 3، بررسی نظریه ی نسبیت اخلاق ، حدیث علی ( ع ) و نظریه ی نسبیت اخلاق ، پیوند عبادت با برنامه های تربیتی ، کرامت نفس در قرآن و حدیث، ریشه ی الهامات اخلاقی ، توسعه ی خودی .

بخش دوم : پرورش جسم و پرورش استعداد عقلانی ، تاریخچه ی " تعقل از نظر مسلیمن " ، عوامل تربیت 1 : تقویت اراده - عبادت ، عوامل تربیت 2 : محبت - تقویت حس حقیقت جوئی - مراقبه و محاسبه ، عوامل تربیت 3 : تفکر - محبت اولیا ، ازدواج - جهاد ، عوامل تربیت 4 : کار .


برچسب‌ها: مجله شوق تغییر, جایگاه روان شناسی تربیتی, شهید مرتضی مطهری, معرفی کتاب, تعلیم و تربیت در اسلام

[ بیست و نهم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

برای درک بهتر ، از تقسیم به ضرب برسید

برای آن که بچه ها به مفهوم ضرب به خوبی پی ببرند می توانید این کار را انجام دهید . 

1- تعدادی اشیا با خصوصیات یکسان در نظر گرفته و در اختیار بچه ها قرار دهید . از کیسه ی ریاضی بچه ها می توانید کمک بگیرید . مثلا چوب کبریت و یا لوبیا . 

2 - یک عدد در نظر بگیرید .سعی کنید از عددهای یک رقمی در ابتدای کار استفاده کنید و بعد عددهای دو رقمی . عددهای سه رقمی را در صورت درخواست بچه های علاقه مند به کار ببرید . در این جا 9 را در نظر می گیریم.

3- بچه ها 9 عدد از شیء مورد نظر را روی میز بریزند . از آن ها بخواهید 9 را تقسیم کنند به دسته هایی که در آن ها تعداد اشیا یکسان باشد . یعنی به دسته های مساوی تقسیم کنند . چون عدد کمتری است ، بچه ها زودتر می توانند این کار را انجام دهند . با راهنمایی های شما بچه ها می توانند سه دسته ی سه تایی بسازند .

4- هنوز تمام نشده ! سراغ عدد بعدی نروید . حالا از آن ها بخواهید دسته هایشان را به بریزند و طور دیگری همان 9 عدد را تقسیم بندی کنند .باز هم سعی داشته باشید در بین بچه ها و یا گروه ها بگردید و آن ها را راهنمایی کنید . دو صورت دیگر بچه ها می توانند 9 را به دسته های مساوی تقسیم کنند . یک بار یک دسته ی 9 تایی و بار دیگر 9 دسته ی یک تایی !

5- حالا شروع به معرفی کنید . ..سه دسته ی سه تایی . یعنی سه تا سه تا .بچه ها شما اول چند تا ( به طور مثال ) چوب کبریت را تقسیم بندی کردید ؟ بچه ها :  9 تا . - یعنی سه تا سه تا می شود 9 تا . و دسته بندی بعدی را خودشان جواب بدهند .... - ما نه را به یک دسته ی 9 تایی هم تقسیم کردیم . پس یک 9 تا می شود 9 ! و همین طور توانستیم 9 را به 9 دسته ی یک تایی هم تقسیم کنیم پس : 9 یکی هم می شود 9.

6- حالا به ترتیب شروع کنید به اعدادی که می توان در کلاس آن ها را تقسیم بندی کرد .مثل 12 . شما بعد از کار با اشیا می توانید از بچه ها بخواهید در دفترهایشان شکل هم بکشند .این طور خواهند فهمید یک عدد به چند صورت می تواند تقسیم شود . مثلا 12 می تواند به 6 صورت تقسیم بندی شود که در هر دسته تعداد اشیا مساوی است . 

7- دفتر شطرنجی در ریاضی می تواند در هر پایه ای مورد استفاده قرار بگیرد و موثر هم هست . من نمونه ای از همین انجام مفهوم ضرب را در کلاس انجام داده ام ،‌با استفاده از دفتر شطرنجی ! شما می توانید تصویر آن را در زیر ببینید :

 

0529اا.gif

 


برچسب‌ها: روش تدریس, فعالیت های کلاسی, تدریس ضرب, زنگ ریاضی

[ هجدهم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

برای روز مبادا ، زبان ترکی را یاد بگیرید !

مدتی پیش ،‌در یکی از شب های ماه رمضان ، مهمانان عزیزی داشتیم که به شهر ما نقل مکان کرده بودند . فارس زبان و از زبان ترکی هم چیزی بلد نبودند . خانم مهمان که در یکی از اداره های شهر مشغول به کار هستند، گلایه داشتند که همکاران ایشان در اتاقی که محل خدمتشان بود ، همه به زبان ترکی با هم صحبت می کنند و او که متوجه حرف های آن ها نمی شد واقعا کلافه و ناراحت بود . می گفت : " گاهی فکر می کنم با هم دعوا می کنند ، نمی دانم آن موقع باید درخواست مربوط به ارباب رجوع را با آن ها درمیان بگذارم یا نه ؟‌گاهی فکر می کنم دارند مخصوصا ترکی حرف می زنند که من متوجه صحبت های آن ها نشوم و شاید هم در مورد من حرف می زنند و می دانند که من از حرف های آن ها سردر نمی آورم ، این طور صحبت می کنند . خلاصه باید مدام متوجه نگاه ها و حالت های صورتشان باشم ، تا بفهمم که آیا می توانم صحبتم را بگویم یا نه ؟ 

اول این که من ناراحت شدم از این موضوع .به نظرم این مورد اخلاقی باید رعایت می شد. ترک زبانان معمولا در این مورد تعصب خاصی نشان می دهند و عقیده دارند که باید همه جا ترکی را فراموش نکرد و به زبان ترکی صحبت کرد . ولی این جا باید احوال دیگران به خصوص همکاران رعایت شود تا نوعی توهین هم به ایشان تلقی نشود .

اما بحث اصلی که می خواهم برایتان بگویم این جاست . خانم مهمان ما ، خیلی علاقه مند اظهار کردند که اجازه نمی دهند این طوردرمانده باقی بمانند ! و سعی دارند که حتما ترکی را یاد بگیرند که هم به یادگیری یک زبان دیگر پرداخته باشد و هم ضرب شستی نشان همکارانش دهد تا آن ها باشند که از موقعیت ها سوء استفاده نکنند !! بعد هم از من خواست اگر کتاب آموزش زبان ترکی دارم به ایشان امانت بدهم ....

اول کتاب " شهریار " به نظرم آمد و کلیات این کتاب در دسترسم بود و آوردم .کمی از شعرها را - بخصوص شعر حیدر بابا - را با هم خواندیم و معنی هم شدند . پشتکار ایشان واقعا برایم جالب بود و همین طور خیلی هم خوب از روی کتاب ها که به زبان ترکی بود می خواندند ! خیلی زود به نکته هایی که در نوشتار ترکی هست پی بردند .من که داشتم از این یادگیری لذت می بردم . ( این جاست که اهمیت انگیزه بیش از پیش نمایان می شود ) ...یک باره یادم افتاد که " آقای مجدفر "دو کتاب که به زبان ترکی بودند و توسط خودشان به فارسی ترجمه شده را همراه با مجله شوق تغییر برایم ارسال کرده بودند . این دو کتاب که از شعرهای " جمهوری آذربایجان بود " و بیت به بیت به فارسی ترجمه شده بود . وقتی با این کتاب ها کار کردیم ، پیشرفت قابل توجه بود . چون خود ایشان می توانست کلمه ها را با معنی بخواند و بهتر یاد بگیرد . از کتاب های شعر خانم " پونه ندایی " هم آوردم .خلاصه وقت خداحافظی یک بغل کتاب تقدیم خانم مهمان شد تا به وسیله ی آن ها کمی به زبان ترکی آشنایی پیدا کنند .من باب اطلاع هم تا الان کتاب ها برگشت داده نشده اند .یعنی هم چنان ایشان مشغول خواندن کتاب ها و یادگیری زبان ترکی هستند ...

حالا من از این تریبون ! خواستم از آقای مجدفر درخواستی داشته باشم و البته جسارت مرا هم به بزرگواری خود ببخشند . حتما بیشتر همکاران وبلاگ نویس اطلاع دارند که آقای مجدفر کتاب های ترکی زیادی را به نگارش درآورده اند . من از ایشان خواهش دارم که تعدادی از کتاب هایی که به زبان ترکی و فارسی نوشته شده اند به علاقه مندان معرفی کنند .مثلا لیست اسامی این کتاب ها را در وبلاگ خودشان بنویسند و از کسانی که علاقه مند به یادگیری زبان ترکی و یا علاقه مند به کتاب های به زبان ترکی می باشند دعوت به عمل آید که در صورت دلخواه آن را تهیه کنند . اگر روش بهتری برای دریافت یک مجموعه از این کتاب ها هست هم به انتظار پیشنهاد شما می نشینیم . 

با اجازه 

آسمان

[ شانزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

گلایه !

نمی خونید ! حتماً نمی خونید ! همکاران گرامی ، هیچ می دونید تمام اشکالاتی که برای " ارزشیابی توصیفی " بیان کردید و من هم اضافه کردم این اشکال به نوع ارزشیابی برنمی گرده ، همه ی این ها رو در همان پست "‌چالشی دیگر " آورده ام و گفته ام ؟ !!

دوباره به خودم برگردوندید ؟ !! " کنکور " و " آزمون تیزهوشان " و " مشکلات کتاب " و " نبودن کلاس ضمن خدمت و دوره " و .....

یعنی متن رو خوب نخوندید !

یا می خواستید دوباره حرف هارو به چالش بکشید .......

صحبت های " ژان ژاک روسو " رو بخونید تا دلیل محکمی برای تغییر روش های تدریس و نوع ارزشیابی پیدا کنید . 

فکر می کنم حتی این صفحه رو هم هنوز نخواندید . پس لطفا کلیک کنید :

 

ارزشیابی توصیفی در یک نگاه 

 

 

 


برچسب‌ها: ارزشیابی توصیفی, مرکز نوآوری های آموزشی مرآت

[ شانزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

" تکبر " و " خودبرتر بینی " صفات نکوهش شده هر انسانی در هر فرهنگ و دینی شمرده شده است . گاهی اتفاق افتاده که به کسی سلام کرده ام و اتفاقا خیلی فروتنانه ، بعد با خودم گفته ام : " چه اشکالی دارد که با این بنده خدا هم صحبت کرد و سلام داد ؟ ! " بعد برخود لرزیده ام ... چه کسی به تو گفت که او از تو کمتر است که با این نگاه به او سلام کردی که مثلا بر او رحمتی آورده باشی ؟ تکبر ورزیدی ، خودت را بالاتر از او پنداشتی و فکر کردی با " سلامت " به او لطفی بزرگ گرده ای . چه افکار مذمومی !

در آن لحظات دستور خداوند به شیطان برای سجده بر آدم برایم متصور شده است . خداوند به شیطان می گوید : " به آدم سجده کن " شیطان سرپیچی می کند و با تکبر می گوید : " من از آدم برترم ! او از خاک و من از آتشم ! چرا باید بر او سجده کنم ؟ " شیطان 6000 سال خداوند را عبادت کرده بود ! اما در یک لحظه ، فقط در لحظه ی سرپیچی از دستورات خداوند رحمان ، " خود را برتر دید " ! "تکبر " ورزید و ... و برای همیشه از بهشت رانده شد ! شد شیطان رجیم !! امير مومنان (ع) در خطبه قاصعه درباره عبادت ابليس مي فرمايد :
‹‹ از كار خداوند متعال درباره شيطان عبرت بگيريد زيرا عبادت و بندگي طولاني و جهد و كوشش بسيار او را بخاط كبر و سر كشي يك ساعت باطل و تباه ساخت .»

این سرلوحه ی حرف های من در مورد رتبه بندی نکردن دانش آموزان در کلاس درس است . بهانه ی معدل بیست و نمرات ممتاز بهانه ای برای " خودبرتر بینی " دانش آموزان خاصی در کلاس درس نشود . الگو ، چیزهای دیگری است که همه در این دانش آموزان خلاصه نشده است . با دانش " فست فودی " استعداد دانش آموز را محدود نکنید و به آن ها با القای " برتر بودنشان "‌نسبت به دیگران فضای تفکر نکردن نسبت به استعدادهای دیگران را نبندید . به آن ها کمک کنید ذهنی خلاق و پویا داشته باشند و مانند سقراط بگویند : " من هیچ نمی دانم " ....


برچسب‌ها: توصیه به معلمان, خوبرتربینی, تکبر, شیطان, رقابت نادرست

[ سیزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

نوروز آباد

 

خیلی خوبه که آدم تو هرجا و هر موقعیتی که هست ، از دنیا بی خبر نمونه ....

 

 

برای این که بدانید این جا کجاست و برای دیدن سری کامل عکس ها به آدرس ذیل مراجعه کنید :

 

نگاه نکن واست گرون تموم میشه...

 

 

[ دوازدهم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

501 نکته برای اهمیت فرایند یاددهی - یادگیری !

 این مطلب برای دفاع از ارزشیابی توصیفی آمده است :

 

163- هرگز تخیل کودکی را خفه نکنید یا دست کم نگیرید.معلمان حرفه مند ، پرورنده ی رؤیا هستند ، نه نابود کننده ی آن .

 165-متوجه باشید که پرورش مهارت های تفکر انتقادی ، فقط برای دانش آموزان باهوش نیست. تمام بچه ها می توانند یاد بگیرند که چگونه بهتر فکر کنند .

171- به دانش آموزان بیاموزید به شعور خود اعتماد کنند و به آن اهمیت بدهند .اگر از انجام کاری خوششان نمی آید و یا احساس خوشایندی ندارند ، باید اعتماد به نفس « نه » گفتن را داشته باشند .

175- اگر با بچه ها از موضع قدرت سخن می گویید، انتظار نداشته باشید آن ها به شما احترام بگذارند .

177- همواره به دانش آموزان خود علائمی بدهید که نشان می دهد به آن ها توجه دارید ، از جمله ی این علائم غیر کلامی مهم می توان به اشاره ی سر، چشمک ،‌لمس، تأیید با دست و ... اشاره کرد .نمی توانید حدس بزنید که بچه ها چگونه به احساس شما پی می برند . توجه و احترام ، صفاتی است که دانش آموزان ، بیش از هر چیز دیگری در معلم خود می جویند .

187-هر کس نیازمند آموزش و تجربه ی راهبری است .همیشه دانش آموزان خاصی را برای رهبری دیگران انتخاب نکنید .

196- بگذارید بچه ها ببینند شما مطالعه می کنید ، کتاب می خوانید و سخت کار می کنید .شما ،‌خود نمونه ای عملی از ابزارهای تدریس نیرومند هستید .

192-به دانش آموزن کمک کنید متوجه شوند ، فقط دانش آموز، معلول نیست که در بودن در کنار دیگران بهره مند می شود ، همه از این موضوع سود می برند ، حتی معلمان.

206-وظیفه ی شما نیست که کاری بکنید تا هر بچه ای شما را دوست بدارد .وظیفه ی شما این است که کاری بکنید دانش اموزان خودشان را قدری بیش تر دوست بدارند .

208-زمان زیادی را صرف عیب یابی نکنید .یافتن مقصر ، نگاه به گذشته است ،‌ولی ارائه ی راه حل ،‌مستلزم حرکت به سمت جلوست . 

 

منبع : کتاب « 501 نکته برای معلمان » نوشته ی دکتر رابرت دی.رمزی و ترجمه ی دکتر مرتضی مجدفر و وحیدرضا نعیمی ، انتشارات قدیانی چاپ چهارم 91 .

 

آن قدر این نکته های شیرین و جذاب بودند که دلم می خواست همه ی 501 نکته را برایتان می نوشتم .حتما سعی کنید این کتاب را تهیه کرده و بخوانید . شماره های هر عبارت با توجه به ترتیب نکته هایی که در کتاب آمده است ، تایپ شده اند.

 

رویدادها :

 

 

کتاب « باد در میان شاخه های بید » نوشته ی کنت گراهام و ترجمه شاهده سعیدی ، انتشارات کتاب ونوشه با تصویر گری ارنست .چ.شپارد چاپ 78 را خواندم . این کتاب از جمله کتاب هایی است که در همان کتاب خانه قدیمی مدرسه که قبلا گفتم پیدا کردم و از جمله بهترین کتاب ها برای کودکان و نوجوانان است . یک موش کور خسته از خانه تکانی بهاره و به ندای طبیعت پرجنب و جوش بالای سرش ، خانه ی زیرزمینی را ترک می گوید و گردش کنان به کنار رودخانه می رسد .جایی که با دوست جدیدش ، موش آبی ، آشنا می شود و در کنار او و دوستان دیگرش ، گورکن خردمند و وزغ ثروت مند و دمدمی ، زندگی شیرین و پرهیجانی را آغاز می مند .در روزهای پرحاصل تابستان یاد می گیرد که پارو بزند و شنا کند و در شکوه زمستانی طبیعتی بی زر و زیور و ساده ، وحشت عبور از جنگل وحشی را تجربه می کند و هر شامگاه که با رضایت فراوان به بستر می رود ،‌به آن چه باد در میان شاخه های بید زمزمه می کند ،‌گوش می سپارد .

 

رویداد بعدی : دیروز راهم به پارک شهرمان افتاد . دو تا از طرح هایی که پشنهاد داده بودم در حال اجرا شدن بود .خیلی خوش حال شدم ! 


برچسب‌ها: معرفی کتاب, دکتر مرتضی مجدفر, ارزشیابی توصیفی, باد در میان شاخه های بید, 501 نکته برای معلمان

[ نهم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

هلال

 

 

جویند همه هلال و من ابرویت                  گیرند همه روزه و من گیسویت

 

از جملهٔ این دوازده ماه تمام                  یک ماه مبارک است و آن هم رویت 

 

با تشکر از همه ی دوستان و همکارانی که عید فطر را تبریک گفته اند .

 

[ ششم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

ای ماه من

 

مهمان من شو

 

نظامی گنجوی


برچسب‌ها: شعر, نظامی

[ ششم مرداد 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]