X
تبلیغات
آموزش ابتدايي زير بناي آموزش و پرورش

آموزش ابتدايي زير بناي آموزش و پرورش

ارائه ي روش هايي براي مؤثر بودن آموزش

زمان حال را دریابید

می خواهید چه کاره شوید؟




چه نیازی هست از بچه ها بپرسید در آینده چه شغلی خواهند داشت ،‌در حالی

 که آن ها در حال حاضر به " دانش  آموزی " اشتغال دارند ؟!!



[ بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

بچه ها شعر بگید !

وقتی صفحه ی کاغذ با تصویر یک اشپز که کنارش یک تنگ ماهی است ،‌جلوی بچه ها قرار می دادم اول با شادی نگاهش می کردند و خوش حال که زنگ هنر یک نقاشی آماده دارند تا رنگش کنند . بعدش که گفتم باید برای این نقاشی بعد از رنگ کردنش یک شعر هم بگید ، بیشترشون خندیدند ! اما هیچ کدوم نق نزدند ! خوش حال بودم که از این کار خوششون اومده . این عکس ها مربوط به تفکر و نقاشی بچه ها برای شعر گفتنه !



متن کامل این مطلب را در ادامه ی مطلب بخوانید :



برچسب‌ها: فعالیت های کلاسی, ‌ بچه ها و شعر, ‌ زنگ هنر, شعر, ‌ دانش آموزان
ادامه مطلب

[ بیست و دوم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

تازه ها

[ بیست و دوم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

همکاران خوبم ،‌متشکرم !

از سال 85 که در سایت " کودکانه " مدیر یکی از تالارهای گفت وگو شده بودم و در واقع "‌آموزگار " این تالار بودم و به سوالات بچه ها پاسخ می دادم ، دیدم که این ارتباط به نوعی باعث پیشرفت کاری من است و از این واقعه خوش حال بودم . کمی بعد با دنیای " وبلاگ " آشنا شدم و در مدت کوتاهی توانستم این توانمندی را به دست آورم که از امکانات وب استفاده کنم و در این جا باید از مدیریت بلاگفا هم تشکر کنم . در ابتدای راه "آقای اینانلو " که به نشانه ی تشکر هنوز لینک وبلاگ ایشان را ( هنرستان فنی برق و کامپیوتر ) در پیوندهای روزانه ی خود دارم ، با راهنمایی ها و دلگرمی های خودشان باعث شدند من بهتر به موضوعاتی که می نویسم فکر کنم . البته در این بین نمی توان تأثیر وبلاگ « معلمان اثربخش » را در نوشته هایم نادیده بگیرم . در هر حال تا امسال که مشغول نوشتن تجربیات و ارتباط با همکارانم هستم ، فکر می کنم تغییراتم در زمینه ی شغلی عالی بوده است و نیمی از ان را مرهون همین ارتباط با همکارانم از شهرهای مختلف هستم .همکارانی که گاه حتی اسم آن ها را هم نمی دانم ، ولی نوشته هایشان برایم موقعیتی جذاب است . همیشه هم از پشتیبانی و دلگرمی آن ها برخوردار بوده ام . استادانی هم در این عرصه فعالیت دارند و دست شاگردانی چون من را می گیرند تا راهم را بهتر انتخاب کنم . وقتی با کتاب های آن ها هم آشنا می شوم که دیگر دنیایی دیگر است و برایم خواندن مطالب جدید و مفید هیجان انگیز است . « آقای ایرج خوش خلق » که مرا با کتاب آزمون عملکردی نوشته ی خودشان آشنا کردند و واقعا دانسته هایم از این کتاب باعث شد بهتر به ارزشیابی فکر کنم . « آقای ایوب محمودی » که با نوشتن مطالبی در مورد فلسفه ی کودکان موجب فکر کردن به روش های بهتر تدریس در کلاس درس برای من شدند . « خانم افسانه رحیمی » که با مشاوره ها و راهنمایی های ارزنده در رابطه با روانشانسی کودکان ،‌باعث می شوند تا بتوانم با بچه ها ارتباط بهتر و موثرتری داشته باشم . و همین طور « آقای مرتضی مجدفر » که پارسال در ارتباط با برگزاری مسابقه ی وبلاگ نویسی ، با ایشان و نوشته هایشان آشنا شدم و تصمیم به معرفی تمام کتاب های ایشان در پست های مختلف گرفتم . این کتاب ها در بالا بردن سطح معلومات من که با زبانی ساده نوشته شده بود ، بسیار قابل توجه بود . « آقای مدیر » در وبلاگ « فرصت هایی برای همکاران » با معرفی کتاب های ارزنده و یا نشانی دادن به صفحاتی که مربوط به آموزش و پرورش هستند هم برای بالا بردن روحیه ی من بی نظیر بوده اند . از دوستان و همکاران خوبم که دیگر نمی دانم چه بگویم ؟ " خانم عباسی یار مهربانم " با نوشته هایی پر از تجربه و " خانم گودرزی " خانم همیشه فعال که همیشه از نوشته هایشان بهره مند می شوم . « آقای موسوی »‌ در وبلاگ بابا آب داد ، خانم رسولی و « مجله ی اینترنتی کودکان » ،‌خاطرات « آموزگار دهکده » و اطلاع رسانی " آقای بهمن قره داغی "‌ از تازه های آموزش و پرورش .  " خانم حیدری عزیز " در وبلاگ خلوت پاکی که نوشته هایشان همیشه گزیده و مفید هستند . وبلاگ خانم « لیلا توکلی » در مدرسه ی آبی که تو را ناامید از در وبلاگش ، برنمی گرداند و می توانی بهترین استفاده ها را برای کلاست از این وبلاگ داشته باشی . " خانم مرضیه لک " که همیشه برایت نوشته هایی پر از امید می فرستد و بعد هم می توانی از نوشته هایش در وبلاگ روانشناسی و مشاروه بهره بگیری . و اگر به " انجمن فرزانگان کویر دامغان "بروی ،‌پندی می گیری و آویزه ی گوشت می کنی و برمی گردی . استاد گرامی آقای " ایرج علی اکبری " که برای شاگردانش مطالبی درخور توجه دارد ." اقای ارژنگ " در دفتر مشق و مطالبی که با آن ها می توانی به دنبال جست و جوهای دیگری هم در رابطه با موضوع داده شده بروی و " آقای مرادی " با تجربه های جدید و معرفی آزمایشات گوناگون در " وکام 2"  و ... و ... و ... همه ی همکاران خوبم که نشانی وبلاگ ارزشمند آن ها را در لینک ها آورده ام . همه ی این ها نشانه ی خوش اقبالی من هستند . چه قدر خوب که از این نعمت بهره مند شده ام و دنیایم روشن و پراز امید شده است . از همه ی این عزیزان که به نوعی موجب رشد و بالندگی بنده هستند تشکر می کنم و برایشان آرزوی سلامتی و شادکامی دارم .

وقتی این ها را می نوشتم یاد یک نوشته از کتاب " هنر خوب رهبری کردن (1) " نوشته ی : کاتسوهیکو اگوچی ،‌افتادم  . او در قسمت " حقیقت خوش اقبالی " نوشته : ‌« در زندگی و در محیط کار ، اغلب با صحت این مثل ژاپنی روبرو می شویم : « توانایی ،‌اقبال می آورد . » وقتی با فردی کار می کنیم که خوش اقبال است ،‌همه چیز به خوبی پیش می رود ، اما وقتی به کسی بپیوندیم که خوش اقبال نیست ،‌عکس این امر صادق است .

این چیز که « خوش اقبالی » نامیده می شود ، به طور دقیق چیست ؟ فکر می کنم اقبال چگونگی نگاه ما به رخدادهایی است که برای ما اتفاق می افتد و تلقی ما از آن هاست . به جای آن که بدبینانه به آن ها نگاه کنیم ، می کوشیم در پرتو خوش بینی و سازنده بودن به آن ها بنگریم .این نوع نگرش مثبت ، اقبال خاص خود را به همراه دارد  ............. »

من هم خودم را آدم خوش اقبالی می دانم ، چون این جا را مکانی می دانم که می توانم هر لحظه چیزهای تازه ای یاد بگیرم و راهنمایی های شما می تواند از ضعف های من بکاهد و همین طور داشتن همکاران و استادانی چون شما خودش به نوعی دلگرمی و افتخار بزرگی است . 

همیشه پاینده باشید .


........................................

1- هنر خوب رهبری کردن (مروری بر اندیشه های کونوسوکه ماتسوشیتا -مدیر بزرگ ژاپنی ) نوشته ی : کاتسوهیکو اگوچی ،‌مترجمان : وحیدرضا نعیمی ، مرتضی مجدفر ، انتشارات پیشگامان پژوهش مدار-چاپ سوم 1392


برچسب‌ها: تشکر, ‌معرفی کتاب, ‌حقیقت خوش اقبالی

[ بیستم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

نوروز با طعم تحقیق !

نوروز 93 با سه کار پژوهشی و تحقیقی کوچک در طول تعطیلات برای بچه های کلاس ، توأم شد . این سه موضوع علاوه بر این که به ایام عید مربوط می شد به موضوعات درسی آن ها ( جغرافی و علوم ) هم مربوط می شد . این موضوعات را در پایین بخوانید :

1- تحقیق و جست و جو کن که کدام یک از کشورهای همسایه ایران عزیزمان هم مانند ما  نوروز را اول بهار جشن می گیرند . اسم آن ها را پیدا کن و همین طور تصویر پرچم کشورشان را هم در کنار اسم آن به کلاس ارائه بده .

2- یادت هست در درس علوم خواندید که خاک مناسب در رشد گیاه مؤثر است ؟ پس دست به کار شو ! چند نوع خاک متفاوت از هم انتخاب کن ( خاک باغچه - کنار خیابان - ماسه - خاک رس ) .حالا آن ها را در لیوان های یک اندازه و یک شکل بریز ( یک بار مصرف و شفاف باشد ) بعد یک نوع دانه انتخاب کن . 4  تا از آن ها را بردار و در هر لیوان یک دانه بکار . آن ها را در جایی که نور مناسب دارد قرار بده در فاصله های مناسب به همه به طور یکسان آب بده .تو باید هر روز به آن ها و نوع رشدشان نگاه کنی و گزارش آن را به کلاس ارائه بدهی. اگر توانستی از مراحل رشدشان عکش هم تهیه کن .

3- یک روز به اتمام تعطیلات عید باید یک نقاشی زیبا هم بکشی . از چی ؟ از بهترین اتفاقی که در روزهای قشنگ عید برای تو افتاد . 


من توانستم این پژوهش را در یک کارت پستال طراحی کنم  . با گرافیک هایی که چاپ کننده ی کارت در این کارت پستال به کار برده بود ،‌جذابیت خاصی به آن بخشیده شد . نمونه ای از کارهای بچه ها و همین طور یک نمونه از این کارت پستال که یک طرف آن عکس بچه های کلاس و طرف دیگر آن هم توضیحات مربوط به پژوهش بود را ببینید . رو و پشت کارت هم به تبریک عید و تقویم سال 93 اختصاص داده شد . آقای مدیر ،‌با دیدن طرح آن را به همه ی کلاس ها عمومیت دادند و این کارت برای همه ی کلاس های مدرسه مان چاپ شد .البته هر معلم برای کلاس خودش موضوع مربوط به پایه ی خودش را مطرح نمود .نمونه ای از نقاشی های بچه ها ( در شماره ی 3 ) هم بازخورد داده بودم که آقای مدیر با دیدن آن ها ترتیب یک نمایشگاه از آن ها را دادند . تهیه ی عکس از آن ها ماند برای بعد که در پست بعدی خواهید دید .


عکس ها را می توانید در ادامه ی مطلب مشاهده کنید :

عکس نقاشی های بچه ها را هم که بازخورد داده بودم در ادامه ی مطلب آورده ام :




برچسب‌ها: پژوهش نوروزی, فعالیت های کلاسی, تحقیق دانش آموزان, دانش آموزان
ادامه مطلب

[ هجدهم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

احساس امنیت در کودکان


Leave a Reply Cancel reply


1. نشان دادن عشق و علاقه
کودکان به عشق نیاز دارند. حمایت احساسی شما به کودک به او احساس امنیت برای کشف دنیا را می دهد. تحقیقات نشان داده اند توجه و عشق والدین در سال های اولیه زندگی کودک در رشد فکری، روحی و فیزیکی او تاثیر بسیاری دارد. عشق باعث رشد مغز کودک می شود. 

اما چگونه باید عشق خود را نشان داد؟ بغل کردن، بوسیدن، لبخند، گوش کردن، شجاعت دادن و بازی کردن با کودک همه نشانه های علاقه به کودک هستند که می توانید انجام دهید. هنگامی که گریه می کند – مخصوصا زیر شش ماه - سریع به او رسیدگی کنید. 

هنگامی که کودک غمگین یا خیلی شاد است، با توجه زیاد می توانید رابطه احساسی عمیقی با او برقرار کنید.


برای خواندن متن کامل به این آدرس مراجعه کنید : 


 انجمن مدارس و معلمان 




برچسب‌ها: کودکان, معرفی سایت, ‌احساس امنیت در کودکان, عشق و علاقه, پدرها و مادرها

[ هجدهم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

نکاتی برای برگزاری مفید جلسات انجمن اولیا و مربیان



نکاتی برای برگزاری مفید جلسات انجمن اولیا و مربیان


از این آدرس دانلود کنید : 





برچسب‌ها: جلسات اولیا و مربیان, ‌ مدیریت مدرسه, ‌مجلات رشد

[ شانزدهم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

پرواز فکر شما شبیه به پریدن کدام پرنده است ؟

وقتی از فکر و تفکر صحبت به میان می آید ، بیش تر آن را به "پرواز " تشبیه می کنند . مثلا می گویند : " اندیشه اش به پرواز در آمد .....

وقتی در این مورد فکر می کردم ،‌ به نظرم آمد که پرواز فکر هر کسی شباهت دارد به پرواز پرندگانی مختلف .


گاهی فکر و اندیشه ی کسی به مثابه " عقاب " به پرواز در می آید . در بلندا و آرام و پرقدرت و بی صدا ولی تأثیر گذار . پروازی که تا افق ها را در می نوردد و با چشمانی تیزبین به همه چیز نظر دارد .


پرواز فکر بعضی هم شبیه به پریدن پروانه است .در جست و جوی شهد گل ها و یا جایی خوش آب و هوا . زود آرام می گیرد و به روی گل های خوش بو می نشیند .


پرواز فکر بعضی شبیه به پرواز کلاغ است و پرسر و صدا . به سوی اشیا پر زرق و برق پر می کشد و گاهی می دزدد چیزی را که متعلق به خودش نیست ! 


افکار بعضی هم هم چون پرواز جغد است و به سوی خرابی ها و ویرانی ها پر می کشد . با بدبینی به همه چیز فکر می کند و در تاریکی شب به فکر شبیخون بر آرامش کسی را دارد .


گاهی کسی افکارش را هم چون  پرواز کبوتران به آبی آسمان و پاکی آن پر می دهد . از آزادی افکارش لذت می برد و همراه با جمع دوستانش به بیش تر اوج گرفتن و آشنایی با مکان های ناشناخته می اندیشد .


پرواز فکر شما شبیه به پریدن کدام پرنده است ؟



برچسب‌ها: پرواز فکر

[ پانزدهم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

برای مورچه ها لانه بسازید



چندی پیش با استناد از یک کتاب ( پرسش و پاسخ درباره ی مورچگان ) ، نحوه ساختن لانه برای مورچه ها را شرح دادم . این روش کمی مشکل به نظر می رسد .قبل از شروع تعطیلات نوروزی ،‌چند تن از والدین علاقه مند را دیدم که به کمک فرزندان خودشان آمده بودند و این لانه ی هیجان انگیز و جالب را ساخته بودند و آن را به مدرسه آوردند . یادم هست خودم که بچه بودم آرزو داشتم بتوانم لانه ی مورچه ها را ببینم و از درون و ساختار آن مطلع شوم .یک بار که پدرم باغچه حیاط بزرگ خانه مان را بیل زده بود ( شخم زده بود ) به این آرزویم رسیدم . یک کلوخ بزرگ کنار باغچه افتاده بود و رویش صدها مورچه در حال جنب و جوش بودند . یادم هست من بیشتر اوقاتم را در حیاط خانه مان سپری می کردم و پرسه زدن در گوشه و کنارش برایم شیرین و جذاب بود . این کلوخ را به دستم گرفتم و دیدم که مورچه ها چیزهایی به دهانشان گرفته اند که سفید رنگ بود و به سرعت در حال انتقال آن ها از یک گوشه ی کلوخ بودند . حدس می زدم تخم هایشان باشد .می توانستم تمام راه ها و تونل هایی که برای خانه شان ساخته بودند را ببینم .خیلی هیجان زده بودم و با چشمانی که برق می زد به فعالیت مورچه ها نگاه می کردم . پدرم بیل را به خانه ی زیرزمینی مورچه ها زده بود و خانه ی زیبای آن ها از زمین کنده شده بود .کار پدرم قابل سرزنش نبود و البته مرا هم به آرزویم رسانده بود ....

مادرها توانسته بودند با استفاده از یک شیشه مربای بزرگ ،‌یک لانه ی بی نظیر برای مورچه ها بسازند . کمی خاک باغچه درون شیشه ریخته شده بود ،‌در شیشه را با شیی نوک تیز مثل میخ ،‌سوراخ سوراخ کرده بودند و بعد مورچه ها را درون شیشه ریخته بودند . مورچه های درشت سیاه ، بیکار ننشسته بودند و تمام خاک را تونل زده بودند . از روی در شیشه که سوراخ بود آب داخل شیشه ریخته می شد و البته قبل از بستن در شیشه هم کمی برنج و قند و خرده های نان هم در آن ریخته بودند . روی شیشه را یک جوراب کلفت زنانه کشیده بودند تا محل زندگی مورچه ها تاریک شود و وقتی جوراب را کنار می زدی می توانستی یک زندگی پر هیاهو و پر جنب و جوش را ببینی و از کار و فعالیت مورچه ها لذت ببری ....

من برای خودم این لانه را ساختم . شما هم امتحان کنید . 


برچسب‌ها: ساخت لانه برای مورچه ها, ‌زندگی مورچه ها

[ سیزدهم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

باز هم ارزش مکانی !


امروز سؤال یکی از بچه های فامیل باعث شد مطلبی را که چندی پیش هم در یکی از پست ها نوشته بودم ، دوباره یادآوری کنم . این موضوع مربوط می شود به ارزش مکانی اعداد ! موضوع مهمی که بعضی معلمان بر اثر عادی شدن آن برای خودشان ، در هنگام آموزش آن به بچه ها تعلل کرده و آن را به درستی برای بچه ها بیان نمی کنند و باعث می شود تا دانش آموزان این موضوع را به درستی درک نکرده و با درک سطحی از آن در درس های پایه های بالاتر دچار مشکلات عدیده ای شوند .

بر خلاف آن که ما فکر می کنیم آموزش عددنویسی ، آسان و قابل فهم است و سریع می توانیم آن را به بچه ها انتقال دهیم ، دارای نکات ظریفی است که ندانستن و بیان نکردن آن برای بچه ها " دیوار را تا ثریا کج " به بالا سوق خواهد داد .

درمورد ارزش صفر در عددها صحبت می کنم . وقتی این کودکی که در بالا درمورد سؤالش برای شما نوشتم از من پرسید : " 100 چند تا صفر دارد ؟ " و بعد پرسید " 1000 چند تا ؟ " دیدم بهتر است برایش توضیح بهتری داشته باشم . وقتی جدول ارزش مکانی را برایش کشیدم ، می خندید و می گفت : " خوب می دانم چیست ؟ " اما حرف من هنوز ادامه داشت . من صد را در این جدول نوشتم و گفتم برایم توضیح بدهد که چند تا بسته ی صدتایی در این جدول نوشته شده است ؟ با قاطعیت پاسخ داد : " 1 صدتایی " و بعد سؤال کردم : " چند یکی و چند ده تایی ؟ " جواب داد : " هردو صفر " . گفتم : " تو در حقیقت موقع خواندن صد فقط تعداد بسته ی صدتایی را می خوانی و وقتی بقیه اش را نمی خوانی یعنی هیچ یکی و هیچ ده تایی نداری ؟ . یعنی باید با خودت بگویی وقتی می گوییم " صد " یعنی یک بسته ی صدتایی داریم و بعد از خانه ی صدتایی ، خانه های ده تایی و یکی وجود دارد که هیچ عددی برایشان ذکر نشده .پس " 2 " خانه بعد از صدتایی صفر است !

چشمانش برق می زد و با خوش حالی گفت : "پس وقتی می گوییم هزار ،‌یعنی داریم عدد خانه ی هزار را می خوانیم، نه صفرهای آن را ! " گفتم : " آفرین ،‌زدی به هدف ! " و خودش برایم جدول ارزش مکانی را کشید و " 1 " را در خانه ی یکان هزار نوشت و بعد گفت : " صدتایی و ده تایی و یکی ، صفر است . یعنی سه خانه بعد از عدد یک در هزار ، وجود دارد که عددی را برایشان نگفته اند " باز هم آفرینی گفتم و دیگر خیالم آسوده بود که با دانستن ارزش مکانی عددها از کسی نخواهد پرسید که مثلا : " یک میلیون " چند تا صفر دارد ؟! بلکه " 1 " را در یکان میلیون ها متصور خواهد شد و به خانه های خالی بعد از یکان میلیون فکر خواهد کرد ....

وقتی خودمان مطلبی را به خوبی یاد گرفته ایم نباید از آموزش درست و ابتدایی مفاهیم به دانش آموزان غافل شویم ،‌بلکه باید فکر کنیم که آن ها در چه مرحله ای از یادگیری مفاهیم هستند .


نکته ی نوروزی :


وقتی به بچه ها مسئولیتی را واگذار می کنید ، از انجام آن خوش حال می شوند و لذت می برند . نمونه ی این مسئله " همیار پلیس " است که چند سال اخیر شاهد این بوده اید که بچه ها از داشتن حتی کارت آن به خود می بالیدند و سعی می کردند مواردی که در این مورد یاد گرفته بودند به رانندگان تذکر دهند . فکر کنم اگر در آینده " همیار شهردار " هم در ایام نوروز به کمک بچه ها پدید بیاید ،‌کمک بزرگی به پاگیزگی شهر و محیط زیست ما بکند .یعنی بچه هایی به این عنوان در ایام نوروز در کمپ های نوروزی و یا محل رفت و آمد و اتراق مسافران با لباس هایی مشخص انتخاب شوند و از مسافران بخواهند نظافت و پاکیزگی محل را در نظر داشته باشند و محیط محل استراحت خودشان را کثیف نکنند و یا به گیاهان آن منطقه آسیب نزنند .


مطلبی دیگر :


فکر می کنی آدم زرنگی هستی ؟



این مطلب را در این آدرس بخوانید :   « تــــــــــــــرنم اندیـــــــــــشه ( ن اوزا ) »




برچسب‌ها: زنگ ریاضی, ‌ ارزش مکانی, ‌ارزش صفر در عددها, معرفی وبلاگ, ‌همیار شهردار

[ دهم فروردین 1393 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

آمد بهار خرم و آمد رسول یار ...





آمد بهار خرم و آمد رسول یارمستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار
ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغمگذار شاهدان چمن را در انتظار
اندر چمن ز غیب غریبان رسیده‌اندرو رو که قاعدست که القادم یزار
گل از پی قدوم تو در گلشن آمدستخار از پی لقای تو گشتست خوش عذار
ای سرو گوش دار که سوسن به شرح توسر تا به سر زبان شد بر طرف جویبار
غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاستاز تو شکفته گردد و بر تو کند نثار
گویی قیامتست که برکرد سر ز خاکپوسیدگان بهمن و دی مردگان پار
تخمی که مرده بود کنون یافت زندگیرازی که خاک داشت کنون گشت آشکار
شاخی که میوه داشت همی‌نازد از نشاطبیخی که آن نداشت خجل گشت و شرمسار
آخر چنین شوند درختان روح نیزپیدا شود درخت نکوشاخ بختیار
لشکر کشیده شاه بهار و بساخت برگاسپر گرفته یاسمن و سبزه ذوالفقار
گویند سر بریم فلان را جو گندناآن را ببین معاینه در صنع کردگار
آری چو دررسد مدد نصرت خدانمرود را برآید از پشه‌ای دمار





مولوی 





" آمدن بهار و عید نوروز مبارک "









این تصنیف زیبا را از این آدرس دانلود کرده و گوش کنید :

http://www.mediafire.com/download/glmmdwuyd0c/amad+bahaare+khorram.mp3




برچسب‌ها: شعر, ‌مولوی

[ بیست و نهم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

نمایش دهید


من امروز در زنگ هدیه های آسمان ،  یک جمله ی کوچک گفتم ، اما کلاسم را به چالشی بزرگ کشاند !

وقتی به جمله ی " ... با لبخند سرم را به نشانه ی تأیید تکان دادم "  ، رسیدم از بچه ها پرسیدم به نظر

 شما ، این حالت چه جور حالتی بوده است ؟‌ می تونید بگید ؟ ... هر کس با حالتی سعی داشت

 موضوع را آن طور که درک کرده است ، به نمایش بگذارد . خنده بود که فضای کلاس را پر کرده بود . چون

 حالتی که هر کس نشان می داد واقعا منحصر به فرد بود !! 


تجربه ی تازه ای بود .... و همین طور لذت بخش !


برچسب‌ها: فعالیت های کلاسی, ‌هدیه های آسمان, نمایش حالت ها, ‌درک جمله

[ بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

آموزش قلب ها و اندیشه ها



به ژاپن بايد به مثابه آينه نگريست و نه يك راهكار

"مري وايت"

 

براي شناخت سرزمين خود ، بايد سرزمين ديگري را شناخت .


"سيمور مارتين ليپست"


درباره دستاوردهاي عظيم تحصيلي دانش آموزان ژاپني ، مطالب زيادي شنيده ایم ، اما

 هنوز در مورد ريشه هايي توفيق آنها ، چيزي زيادي نمي دانيم ؛ آيا سال هاي تحصيلي

 طولاني تري دارند ؟ يا آيا تحصيلات عمومي آنها ، متفاوت است .؟ ويا شايد پشتيباني

 وحمايت فراوان خانواده از مقوله آموزش ، عامل موفقيت آنهاست ............


از شما دعوت می کنم ادامه ی مطالب را در آدرس ذیل بخوانید  :


 خلــــــــــــوت پـــــــــــــاکی 



برچسب‌ها: معرفی وبلاگ, آموزش قلب ها و اندیشه ها, دستاوردهای تحصیلی ژاپن

[ بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

کودکان فقط فرزندان شما نیستند ! (جبران خلیل جبران )

می خواستم امروز در رابطه با " کارنامه ی نماز " که برای نحوه ی نماز خواندن بچه ها تدوین شده است و به هر مورد از احکام نماز که در کارنامه ذکر شده است ، امتیاز !!! قائل شده ، بنویسم . این کار تا حدی مرا ناراحت کرده و نمی دانم چه کسی توانسته این طرح ابتکاری ! خودش را به مرحله ی اجرا برساند .اما واقعا این کار موجب ناراحتی است از کسانی که آن بالا نشسته اند و دستور به اجرای آن می دهند بدون این که به کارشناسی این موضوع بپردازند . واقعا برای تشویق بچه ها به نماز خواندن ، باید به آن ها کارنامه ی نماز داد ؟؟!! وحشتناک است این روش تربیتی . من که واقعا درمانده شده ام . در آن بالاها دارد چه اتفاقاتی می افتد که چنین طرح هایی به مرحله ی اجرا گذاشته می شود ؟ آیا آن ها " نماز " و " نماز خواندن " را هم می خواهند مستند سازی کنند ؟!! می توانید این بخشنامه را در این آدرس بخوانید : http://cms.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=26&rcid=7079


قبل از نوشتن این موضوع وارد وبلاگ " گونش " شدم . وبلاگی که دکتر مجدفر - استاد تعلیم و تربیت و نویسنده ی بی نظیر کتاب های آموزشی برای خانواده ها و آموزگاران - نویسنده ی آن هستند . با پست جدیدی روبرو شدم که موضوع آن در رابطه با آموزش زودهنگام بچه ها قبل از رفتن به دبستان بود .البته آموزش حروف الفبا !

به خاطر دارم در این رابطه نوشته ای داشتم در تاریخ هجدهم تیرماه 89 با عنوان " آموزش در خانه قبل از آموزش در مدرسه. در این نوشته شما می توانید نظر مرا هم در این مورد بخوانید . تذکرهایی که به والدین داده شده است . البته در پست های دیگر هم با عنوان " فرزند تیزهوش من " با اقتباس از مطلبی از مجله ی رشد ابتدایی هم نوشته ای در رابطه با این موضوع داشته ام .واقعا عجله ی والدین برای این کار مورد انتقاد است . چرا این " برتری طلبی " پدر و مادر و آرزوی آن ها که بچه ی آن ها باید از همه بهتر و قابل توجه تر باشد ، تمامی ندارد ؟ برتر شدن فرزندشان به قیمت از دست رفتن دوران زیبا و شیرین کودکشان به هر قیمتی ! دورانی که آینده ی آن ها و نحوه ی رفتار اجتماعی آن ها در بزرگسالی را بنیان می نهد ، دورانی که می تواند با بازی های شیرین و هیجان انگیز ،‌ بسیاری از عقده های روانی آن ها را بگشاید . وقتی پیامبر ( ص ) تا این حد این دوره را مهم می داند که باید حتی با  " ادرار کردن"‌بچه ها هم رفتاری درست داشت تا مبادا باعث بروز مشکلاتی درآینده ی او شود . " ......گاهی بچه ای را در دامان خود می گذاشت اما اتفاق می افتاد که کودک در دامان پیامبر ادرار می کرد. اطرافیان که به بچه پرخاش می کردند، پیامبر می فرمود: به کودک پرخاش نکنید تا از ا درارش جلوگیری نشود.

طفل را راحت می گذاشت تا ادرارش تمام شود. وقتی والدین، فرزند خود را می بردند حضرت لباسش را می شست.


ناراحتی من وقتی بیشتر شد که در کامنت های این پست ، خاطره ی یار مهربان ( خانم عباسی ) را خواندم . این خاطره از کودکی که قربانی زیاده روی پدر و مادرش که دوست داشتند فرزندشان هرچه زودتر علامه شود ! و خواسته های نابخرادنه شان قرار گرفته است .... من با دیدن بچه هایی که پدر و مادر آن ها را به آرزوهای نرسیده شان می رسانند ، گریه ام می گیرد . یعنی آن ها فرزندشان را این طور خواسته اند و بچه ی آن ها شخصیتی جدای از آن ها نداشته است ؟ ...


خودتان این نوشته از یار مهربان را بخوانید :


 " خواندن مطلب شما با موضوع نابغه های کوچک با اموزش الفبا مرا یاد خاطره ای انداخت .حدود دو سال پیش کودکی را به مرکز اختلالات یادگیری اورده بودند که دیگر حرف نمی زد و فقط نگاه می کرد. نگاه رنج دیده اش حاکی از درون پرتلاطمش بود و با آن همه کوچکی و بی پناهی اش حرف نزدن را پناه خویش ساخته بود.
این کودک سه ساله ی ناز که آماج خودخواهی های مادر و پدرش قرار گرفته بود و آن قدر تحت فشار قرار داشت تا بتواند کلمات فارسی را بخواند و اعدا را با هم جمع کند ؛ دیگر حتی کلمه ای را هم بر زبان نمی آورد 
حالا والدینش مجبور شده بودند او را به مرکز اختلالات بیاورند تا بار دیگر شیرین زبانی های کودک دلبندشان و صدای زیبایش که بار دیگر نام مامان و بابا را بر زبان بیاورد بشنوند.
دیگر اشک های مادر و نگرانی های پدر نمی توانست حتی کلمه ای را بر زبان کودک جاری سازد.
فقط نگاه بود و نگاه ...و چقدر تلخ بود نگاه های کودک سه ساله
از سرنوشت کودک اطلاعی ندارم ولی امیدوارم بهبودی حاصل شده باشد و برای دیگر والدین نیز درسی باشد تا انچه را که مقدر است را زود نخواهند. "


برچسب‌ها: عجله برای آموزش, جبران خلیل جبران, آموزش الفبا, دوران کودکی, کودکان

[ بیست و سوم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

فلسفه ی آموزش- پرورش

[ نوزدهم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

تبدیل واحدهای متر و سانتی متر و میلی متر به یکدیگر

وقتی داشتم برای بچه ها توضیح می دادم که چطور می توان واحدهای کوچک مثل سانتی متر و میل متر را به واحد بزرگتری مثل متر تبدیل کرد ( منظور این که چه قسمتی از آن واحد بزرگ محسوب می شوند ) برق چشمان پارسا وقتی از خوش حال برق می زد ، درست مثل یک روشنی و امید بود که به آرامش من کمک می کرد . انگار که یک معمای سخت را پس از چندی حل کرده باشد و یا یک روزنه ای روشن در برابر تاریکی نداستن و متوجه نشدن امری برایش پدیدار شده باشد .

...گفتم یک سانتی متر ،‌یک صدم متر است . بعد یک محور کشیدم که به صد قسمت مساوی تقسیم شده بود . ( بچه ها باید قبلاً مفهوم کسر را به خوبی یاد گرفته باشند ) بعد دور یک قسمت از این محور صدتایی خط کشیدم و به بچه ها گفتم برای این قسمت یک کسر بنویسید . همه در دفترشان فورا نوشتند : " یک صدم " . گفتم : " درست است دقیقاً این همان یک سانتی متر بود ،‌ که از واحد صدتایی ( یعنی همان یک متر ) یک صدم آن را تشکیل می داد .حالا شما بگویید 5 سانتی متر چند صدم متر است ؟ بچه ها بی درنگ جواب دادند : " 5 صدم متر ! " این جا بود که پارسا از جای خود پرید و آمد پیش تخته سیاه و به محور زل زد و با هیجان گفت : " خانم ! تا حالا خیلی سعی کرده بودم این مفهوم را یاد بگیرم . حالا فهمیدم که چرا این طور می شود و با تقسیم کردن آن دیگر مشکلی هم ندارم . " بعد توضیح این که یک متر ،‌هزار میلی متر است و یک میلی متر می شود یک هزارم میلی متر دیگر بچه ها را امیدوار کرده بود که می توانند جواب تمرین های این چنینی را با درک خودشان از درس به راحتی بنویسند .


شما هم در کلاس از تدریس مجسم و زدن مثال هایی که درک ریاضی را برای بچه ها راحت تر می کند ،‌غافل نباشید  آن ها آن چه را که شما آموخته اید و راهش را به خوبی بلد هستید را نمی دانند و با این پیشداوری به پیش نروید که خب ! خیلی راحت و آن ها زود به آن چه که شما می خواهید به آن ها بیاموزید پی می برند . بلکه همیشه از پایه و اساس مفاهیم را به دقت آموزش دهید و به آن ها کمک کنید تا با کشف موضوع هم از هیجان یادگیری بهره ببرند و هم آن را هرگز فراموش نکنند .



برچسب‌ها: زنگ ریاضی, ‌ روش تدریس, توصیه به معلمان, تدریس متر و سانتی متر, ‌تبدیل واحدها به یکدیگر

[ شانزدهم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

از کجا به آسمان می نگری ؟


مناظر بسیار زیبا از آسمان و آب


وقتی از چاه می نگری

آسمان ،به اندازه ی کف دست 

کائنات ،‌پنج - شش ستاره

هوا ؛ تاریک

                               و زندگی ؛ سرد و یخ زده است .



وقتی از چاه می نگری 

                                 چهار طرفت دیواری نمور

دلت نم دار

و چشمانت خیس ؛ 

دیگر از این زندگی ، چه می ماند ؟

ای مشنگ!

                                    ای حشره !

از ته چاه بیرون بیا

از آداب کهن خود دور شو

و چشم و دلت را 

                          از چاه بیرون بکش !

زندگی زیباست !

نگاه کن به رنگ گل ها ،

بلندای کوه ها ، 

آهنگ رودخانه ها 

عروسی صبحگاهی پرندگان ...

وآسمان ، که ستارگانش 

چون خوشه های انگور رسیده ، به هم آویخته.

انسانم ؛ 

باید کائنات را 

                               به آعوش بکشم !



فکرت قوجا




از کتاب ماهنی های عاشقانه ، ترجمه ی دکتر مرتضی مجدفر


برچسب‌ها: شعر ترکی, ‌فکرت قوجا

[ سیزدهم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

حسادت خاص در محیط خانواده

دیشب می خواستم مطلبی راجع به " برتری طلبی " والدین در مورد فرزندانشان ، بنویسم . متاسفانه خبر فوت "دکتر علی اکبر شعاری نژاد " باعث ناراحتی و تآلم خاطرم شد و تصمیم گرفتم برای یادبود ایشان مطلبی بنویسم . ابتدا از همکاران ارجمندم می خواهم که حتما از نظرات و اندیشه های بی نظیر استاد شعاری نژاد در کتاب هایشان بهره مند شوند . من که دیروز کتاب " ادبیات کودکان " ایشان را که بعدا فهمیدم به چاپ سی و یکم هم رسیده است را یک بار دیگر مرور کردم و انگار جملاتی بودند که من تازه می دیدم و تازه میخواندم و اصلا معنی آن ها را بهتر درک می کردم . 

دومین مطلب این که دیشب ذهنم را مشغول کرده بود ، رفتارهای ناخوشایند والدین در قبال فرزندانشان است که باعث بروز مشکلات عدیده ای در کلاس درس می شوند که حتما شما هم در کلاستان با ان مواجه هستید . حس " برتری طلبی " والدین در جهات مختلف و انتقال آن به فرزند پاک و معصومی که از نیت والدین اطلاعی ندارد و آن را دریافت کرده و در ارتباطش با دانش آموزان آن را بروز می دهد . تا به حال با این مراجعین برخورد کرده اید که این سوالات را از شما بپرسند ؟ :


- خانم یا آقای معلم ! چرا به فلان دانش آموز فلان جایزه را داده ای و به فرزند من نداده ای ؟

- چرا بچه ی من در فلان جای کلاس باید بنشیند ؟

- چرا موقع املا گفتن فلان دانش آموز در کنارتان است و بچه ی من نیست ؟

- چرا از فلان دانش آموز درس پرسیده ای و از بچه ی من نپرسیده ای ؟

 - و .... و .... و ....

برایم جالب بوده اتفاقا رفتار بچه های چنین والدینی ! دقیقا بچه هایی همیشه طلبکار ! زورگو ، پرخاشگر ، بدبین !

بچه هایی که مدام در حال قهر و آشتی هستند و از شما می پرسند چرا جای او را در کلاس عوض کرده اید اما فلان همکلاسی اش را نه ! چرا به تکلیف او زودتر بازخورد نداده اید ؟ چرا فلان جمله را برای دوستش وشته اید اما برای او ننوشته اید ؟ ..... 

والدین می توانند حسادت های خودشان را به کودکشان انتقال دهند . یک کودک حسود حتما پدر و مادری حسود دارد ! و فکر نمی کنم حسادت اصلا ژنتیکی باشد و صد در صد اکتسابی است ! بیشتر این شرایط را والدین برای فرزند خودشان به وجود می اورند ، چون احساس می کنند بچه ی ان ها باید از همه ی بچه ا با هوش تر ،‌درس خوان تر ،‌زرنگ تر و تر و تر و ترین باشد و اگر کسی به این نکته اذعان نداشت حتما به او تذکر میدهد که " چرا ؟ "این حس برتری طلبی که در بچه ها نهادینه می شود دیگر به زحمت می تواند شاهد پیشرفت همکلاسی اش باشد و دست به تحقیر او می زند .در مواردی به خشونت هم منجر می شود . 


در این بین در این سایت مطلبی را دیدم که بسیار گویاتر از سخنان من است . از شما می خواهم ( به خصوص والدین ) این مطلب و نوشته هایش را با دقت بخوانید :


کلیک کنید :


توصیه هایی به والدین ، قبل از تصمیم به مراجعه به مدرسه و اظهار گلایه های تلفنی و حضوری.





برچسب‌ها: حسادت والدین, ‌حس برتری طلبی, ‌توصیه به اولیا, معرفی سایت, دانش آوز حسود

[ یازدهم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

به یاد استاد

 با نهایت تأسف و تأثر مطلع شدیم که آقای « دکتر علی اکبر شعاری نژاد » معلم بزرگوار و استادی کم نظیر در عرصه ی تعلیم و تربیت دیده از جهان خاکی ما فروبستند و به دیار حق شتافتند . انسانی بی نهایت تأثیر گذار که در گذار زندگیشان و عمر پربرکتشان ، با افکار ناب و اندیشه هایی که موجب تحول در نحوه ی تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش شدند و به دست ایشان شاگردانی پرورش یافتند که خود به مانند استادشان تأثیری به سزا در این عرصه را داشتند . زبان قاصر از بیان فعالیت های ایشان است . می خواهم نوشته هایی را از کتاب « ادبیات کودکان » ایشان بیاورم که بر اساس فهرست این کتاب که چاپ هجدهم آن دست من است ( سال 1378 چاپ 18 ) در سال 1352 با عنوان « اصول ادبیات کودکان » به وسیله ی انتشارات سروش چاپ شده است . گفته هایی که با نقل قول از این کتاب می خوانید در این سال ها نوشته شده و این اندیشه ها که با گذشت این همه سال امروزی می نمایاند ، تعجب برانگیز و صد البته تحسین برانگیز است ! روزهایی که من این کتاب را می خواندم ، دانشجوی کم سن و سالی بودم و شاید رقابت و اضطراب گرفتن نمره از این درس به من اجازه نداده است تا مطالب را عمیقا درک کنم ، اما با مروری دوباره فهمیدم که چه قدر غافل مانده ام از این نوشته ها ... خودتان بخوانید :


( از پیشگفتار این کتاب(چاپ هجدهم) : هدف غایی : کمک به رشد و گسترش خلاقیت در کودکان و نوجوانان )


......... از جمله راه های هدایت و جهت مثبت دادن به این تغییر و تحول سریع ، نه جلوگیری از آن که غیر ممکن است و نشانه ی نادانی ،‌آموزش و پرورش عاقلانه است و چنین آموزش و پرورشی حداقل دارای خصایص زیر است :

- از تغییر و تحول هراسی ندارد و حتی از آن استقبال می کند .

- مدارس از جمله اساسی ترین منابع هدایت تغییر و تحول هستند .

- همیشه بر اساس نیازهای روز زمان و مکان شکل می گیرد و حرکت می کند .

- تغییر و تحول مدارس از درون آغاز می شود ، نه از تحمیل و دستور دیگران ( چقدر این جمله زیبا و تفکر برانگیز است ) .

- مربیان و معلمان و مدیرانش بیدار و زنده حال هستند و از تغییر یافتن ، یعنی تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب ،‌باکی ندارند .

-برنامه های آموزشی آن در همه ی مقاطع آموزشی ( دبستان ،‌راهنمایی ، دبیرستان ، دانشگاه ) قابل انعطاف هستند .

- مسئولانش می دانند که هرگونه صرفه جویی غیر منطقی در مواد و وسایل کمک آموزشی یقیناً به ضرر جامعه ،‌هرچند در دراز مدت ، تمام خواهد شد و مسلم استکه قناعت در دو امر بهداشت و تربیت ( آموزش و پرورش ) ، بدون تردید ،‌به عواقب ناگواری خواهد انجامید .

- مدیران و معلمانش ،‌از طرق مختلف ، مدام در جریان آخرین یافته های علمی ، آموزشی ،‌و مدیریت قرار می گیرند .

- مدارس رنگارنگی وجود ندارد و همه ی کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان ، در شرایط سنی و شغلی ، می توانند به راحتی از آن ها استفاده کنند .

- مدرسه ، منبع یادگیری بسیار غنی است و کل ساختار آن ، یادگیری واردانش را برمی انگیزد ، گسترش می دهد و هدایت می کند .

- مدرسه جایگاهی است دارای علم ،‌قدرت و محبت که جز کمک به رشد و تکامل همه جانبه ی مردم هدفی ندارد و هرگونه فعالیتی در ان صرفاً به همین منظور انجام می گیرد .

..........


امید است رهرو راه اندیشه های استاد در عرصه ی تعلیم و تربیت باشیم . انشالله


روحشان شاد و یادشان گرامی باد 






برچسب‌ها: معرفی کتاب, ‌دکتر علی اکبر شعاری نژاد, دیدگاه های تعلیم و تربیت, ‌یاد استاد

[ دهم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]

آموزش املا همراه با واژه آموزی

اگر بخواهیم دستور زبان فارسی که در واژه آموزی و نکته ها ،‌به موضوعات گوناگونی پرداخته است را با بچه ها بیش تر تمرین کنیم تا آن ها را به خوبی یاد بگیرند ، می توانیم هنگام املا گفتن ، این نکته ها را در جمله های مختلف از آن ها بخواهیم تا پیدا کنند و به اصطلاح زیرشان خط بکشند .من مدتی است که دارم این روش را هنگام املا گفتن به بچه ها اجرا می کنم و می شود گفت که باعث شده از یکنواختی روش املا گفتن کاسته شود و همین طور باعث تثبیت یادگیری دستور زبان فارسی هم بشود . یادتان باشد در هر املا فقط یک نکته را در نظر بگیرید و اگر می خواهید بچه ها چند نکته را همزمان داشته باشند ،‌جمله های کوتاه تری از درس های مختلف تهیه کنید و برایش جدولی هم در نظر بگیرید .به طور مثال :

1 - برای اینکه بچه ها با نهاد در جمله آشنا شوند ،‌شروع به گفتن املا کنید و بعد از این که یک جمله تمام شد ضمن اشاره کردن به فعل جمله که باعث کامل شدن این جمله شده است ،‌سوالی از همین جمله از بچه ها بپرسید که منجر به گفتن پاسخ توسط بچه ها شود .پاسخی که همان نهاد جمله را مشخص می سازد و به بچه ها بگویید زیر آن را خط بکشند و بدانند که این کلمه ها نهاد جمله است که درباره ی آن خبری می دهیم . « نوح ، ندانست که کشتی چگونه کند ؟ »   معلم : « چه کسی ندانست که کشتی را چگونه باید بسازد ؟ »    بچه ها :  نوح     معلم : بله ! نوح نهاد جمله است که در مورد ان خبری می دهیم  . و یا دلاوران جنگی ،‌شجاعانه با دشمن مبارزه کردند .    معلم : چه کسانی شجاعانه با دشمن مبارزه کردند ؟    بچه ها :  دلاوارن جنگی     معلم : بله ! دلاوارن جنگی نهاد این جمله است ....


2 - اگر بچه ها بخواهند با صفت ها آشنا شوند ،‌ می توانید ابتدا املا را به طور کامل بگویید که بنویسند و بعد از تمام شدن آن ، از بچه ها بخواهید زیر کلمه هایی که صفت هستند ،‌خط بکشند . 


3- جدولی طراحی کنید . یک قسمت به نوشتن جمله اختصاص یابد و قسمت های دیگر جدول را شامل : فعل ،‌مفعول ،‌زمان و شخص را به جدول اضافه کنید . ابتدا شروع به گفتن جمله کنید تا بچه ها آن را بنویسند و بعد از بچه ها بخواهید در قسمت مربوطه فعل و مفعول و زمان و شخص همان جمله را مشخص کرده و بنویسند .


یادتان باشد که شما دارید املا می گویید !‌پس به هنگام تصحیح کردن و یا نوشتن بازخورد ، فقط به نحوه ی نوشتن و املای کلمات بازخورد داده و اشکالات را بیان کنید و اشکالات بچه ها در دستور زبان را فقط به صورت شفاهی به آن ها بگویید و به صورت شفاهی به آن ها بازخورد دهید و حتی بگویید اشکالشان را تصحیح کرده و درستش را بنویسند . تا بچه ها دچار اضطراب این نباشند که واژه آموزی باعث ضعف آن ها در املانوشتن شده است .


برچسب‌ها: زنگ املا, ‌روش تدریس, ‌واژه آموزی, فعالیت های کلاسی, ‌دستورزبان فارسی

[ پنجم اسفند 1392 ] [ ] [ آسمان ]

[ ]